نوهان بلوچستان(nohan)

نوهان برگی از دفتر بلوچستان برای گفتن گفتنی ها وشنیدن شنیدنی ها ست.
ثبت نام کننده اول
نوهان: میشه خودتان را معرفی کنید و بفرمایید انگیزه شما از نامزد انتخابات مجلس شدید چیه؟
کاندیدا: خواهش میکنم...
نوهان: خودتون رو معرفی نمیکنید؟
کاندیدا: صبر داشته باش برادر من!
.
.
.
نوهان: آقا 5 دقیقه گذشت، اگر معرفی نمیکنید من برم...
کاندیدا: چقدر عجولی شما! من خوش صبر هستم. انگیزه ام هم از ثبت نام اینه که
 خیلی آدم صبوری هستم. به همین خاطر گفتم احتمالا به درد مجلس بخورم.
نوهان: میشه یک کم توضیح بدید؟
کاندیدا: حال داری 5 دقیقه صبر کنی یا بگم؟!
نوهان: ای بابا...
کاندیدا: باشه، میگم. عرض کنم که بنده وقتی دیدم یکی از نمایندگان مجلس فرمودند که من در فتنه
 بعد از انتخابات صبر کردم، گفتم حالا که من هم صبرم زیاده بیام برم تو مجلس صبر کنم! اینجوری صبرم 
هم هدر نمیره و تو یه کار خیر استفاده میشه!
نوهان: برنامه تون بعد از ورود به مجلس چیه؟
کاندیدا: من قصد دارم همین الگوی صبر و اجرایی کنم آخه مردم حوزه بنده فوق العاده صبور هستند.

ثبت نام کننده دوم:
نوهان: آقا پسر... میشه خودت رو معرفی کنی و بگی شما دیگه برای چی اومدی اینجا؛ 
به نظرت سنت یه خورده کم نیست برای نمایندگی؟
کاندیدا: آقا اجازه... ما مادرمون همیشه میگه باید درس بخونی و دکتر بشی، من هم
 اومدم که دکتر بشم.
نوهان: ولی اینجا که آدم دکتر نمیشه؛ تو باید بری مدرسه... درس بخونی... دانشگاه بری 
تا دکتر بشی.
کاندیدا: آقا اجازه... ما خودمون الان داریم از مدرسه میایم... راستش ما نشستیم
 حساب کردیم دیدیم بری دکتر شدن باید بیست و دو سه سال درس بخونیم اما تو
 مجلس هر دوره نمایندگی رو یه مدرک حساب میکنند... گفتیم اینجوری
 اگر بتونیم 4 دوره نماینده بشیم دکتریمون رو گرفتیم آقا!
نوهان: عجب... ولی خب برای ورود به مجلس باید فوق لیسانس داشته باشی... لااقل برو فوق لیسانست رو بگیر بعد بیا.
کاندیدا: آقا اجازه... راست میگید؟ یعنی حتی نماینده شورای شهر یا شورایاری محله بودن هم فایده نداره؟
 ما خودمون عضو شورای مدرسه هم بودیم، نمیشه حالا به این خاطر حداقل نمره جغرافیمون رو بیست بدن؟!!

ثبت نام کننده سوم:
نوهان: ببخشید آقا... میشه خودتون رو معرفی کنید و بگید هدفتون از نامزد مجلس شدن چیه؟
کاندیدا: بله. با عرض سلام خدمت همه فرهیختگان و مردم غیور. بنده حساب کار درست هستم، 
اومدم تا اگر ممکن باشه کمی دستم تند بشه و در حساب رسی و کارم پیشرفت کنم.
نوهان: متوجه نمیشم... دستتون تند بشه؟ یعنی چی؟
کاندیدا: عرض میکنم، ببینید همانطور که مستحضرید در حسابداری کار مهم رسیدگی به 
حساب و کتابهای مالی و جمع و تفریق است. بنده دیدم برخی نمایندگان مجلس در اینکار تبحر
 ویژه ای دارند گفتم بیایم تا شاید کمال همنشین در من هم اثر کند و دستم تند شود.
نوهان: سر در نمیارم!
کاندیدا: ببینید نمایندگان مجلس نشان دادند که در یک صبح تا ظهر میتوانند قضیه 250000000000000
 (راهنمایی: لازم نیست بشمارید، 13 تا صفر دارد!) تومان سرمایه دانشگاه آزاد را رسیدگی کنند
 آقا واقعا دستشان تند است ها! مخصوصا که نشان داده اند آدم های اهل دقتی هم هستند و 
در طرح هایی مثل طرح نظارت بر نمایندگان 15 ماه دقت می کنند!
نوهان: البته شاید آتیششون تند باشه نه دستشان؟
کاندیدا: اون رو دیگه من نمیدونم، از آتش نشان ها بپرسید!



نویسنده : - ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠   |    نظرات []   |    لینک ثابت