نوهان بلوچستان(nohan)

نوهان برگی از دفتر بلوچستان برای گفتن گفتنی ها وشنیدن شنیدنی ها ست.

 نوهان

  نقش و جایگاه تاریخی ادبیات در فرهنگ عامیانه قوم بلوچ غیر قابل انکار است، امروزه به ندرت منابع مکتوبی از این دست را می توان یافت و تقریبا تمام آثار موجود در قالب شعر نگارش شده است. قصه ها و روایت های حماسی، عاشقانه ها و لالایی هایی که سینه به سینه  نقل شده و گاها در قالب شعر و نثر درآمده اند، ادبیات مکتوب را در بلوچستان شکل داده است.

  اگر به ادبیات داستانی از دریچه رمان و داستان های کوتاه و بلند بنگریم باید این مسأله را در نظر بگیریم که نویسنده بلوچ برای نگارش دو حق انتخاب دارد؛ اول اینکه به زبان مادری و بلوچی بنویسد و دوم زبان رسمی و فارسی که آموزش دیده را برگزیند. در این مجال قصد پرداختن به ادبیات داستانی بلوچی را ندارم و تمرکز بر ادبیات داستانی به زبان فارسی در بلوچستان است، باید مد نظر داشت که حتی اگر نویسنده ای در اثرش کلمات اصیل و بلوچی را به کرات بکار گیرد، همچنان شامل ادبیات داستانی فارسی محسوب می شود. جستجوی نام نویسندگانی در بلوچستان که در زمینه رمان یا داستان به تولید آثار پرداخته باشند کاری دشوار و تقریبا محال است! و باید پذیرفت در این زمینه هنوز نسلی پیشگام ظهور نکرده است.

  ادبیات نوشتاری رسانه و ابزاری قدرتمند و موثر برای ارتباط فرهنگی نسلهای درون یک جامعه و در برخورد با جوامع دیگر است، به نوعی می توان آن را به عنوان گنجینه ای فرهنگی- هنری و اجتماعی برای یک ملت و قوم قلمداد کرد. در منطقه ی بلوچستان فقر این مقوله بخصوص در عصر حاضر که همراه با رشد رسانه های ارتباط جمعی می باشد توجیه پذیر نبوده و ادامه این روند نیز قابل جبران نیست.

  ادبیات داستانی کشور با قدمتی صد ساله و تجربیات و آثاری گرانمایه می تواند در کنار شرایط و امکانات عصر حاضر نقطه ی عطفی برای نویسندگان بلوچ باشد، تا با تولید آثار داستانی کوتاه و رمان به بازیابی زبان در این خطه بپردازند و از زاویه دید خود روایت هایی از روابط آدم ها با یکدیگر و طبیعت و اجتماع را نگارش کنند. این سرزمین مملو است از لغات و واژه های دست نخورده، مأمن ایده ها و روایت هایی که از جهات مختلف قابلیت بسط و شرح دارند،بلوچستان به پشتوانه زبان شعر و حماسه و استعدادهای ذاتی و پنهانش می تواند نویسندگان نامی را در ادبیات داستانی در خود بپروراند. گاها معدود افرادی بوده اند که دل مشغولی نوشتن داشته اند از داستان گرفته تا رمان و نمایشنامه، که آثاری گمنام و غریب از قلمشان جان گرفته است، گمنام از این رو که یا به کمال کیفی نرسیده و یا به لحاظ کمی در حدی نبوده که مطرح شوند یا در نهایت نتوانسته اند خود را در غالب مجموعه ای یا کتابی معرفی کنند و شناسنامه ای باشند برای نگارنده خود!

  انتشارات، نشریات و ماهنامه های ادبی و فرهنگی – هنری ابزار هایی کلاسیک و معیارهایی مناسب برای سنجش سطح توسعه فرهنگی یک جامعه است،همچنین انگیزه ای برای نویسندگان این دست آثار تا پیام خود را به جامعه انتقال دهند و بازخورد آن را مشاهده نمایند. در استان سیستان و بلوچستان یافتن آن کفش آهنی می خواهد و عمر نوح! حتی برنامه های فصلی هم که می تواند به نوعی مشوق و مسکنی باشد بر طبع ادبی و هنری فعالین این عرصه منجمله جشنواره های مختلف استانی و منطقه ای نیز رونقی ندارد.

  شاید مواردی که اشاره شد امیدهای ما را در ترسیم چشم اندازی درخشان برای ادبیات داستانی در بلوچستان و کل منطقه کمرنگ نماید، اما در سالهای اخیر و آغاز دهه 90 شاهد اتفاقات مبارکی بودیم که توانایی برهم زدن معادلات را دارد. از جمله آن می توان به راه اندازی وبلاگ هایی صرفا ادبی در منطقه بلوچستان اشاره کرد که به صورت تخصصی در حیطه ادبیات داستانی فعالیت می کنند. از برجسته ترین آنها می توان به وبلاگ کارگاه داستان بلوچ، نوشته های ادبی عبد الواحد برهانی و نوشته های تاج بخش حسین بر اشاره کرد. هرچند تعداد آثار به لحاظ کمی هنوز چشم گیر نیست اما از نظر کیفی شاهد هستیم نویسندگانی چون «اکبر رئیسی» و «عبدالواحد برهانی» مقام هایی را از جشنواره های معتبر کشوری کسب کرده اند. در کنار آنها جوانان خوش آتیه و دست به قلمی مانند فرید کریمی، تاج بخش حسین بر و عبدالمجید زردکوهی هم حضور دارند. امیدواری دیگر تشکیل جلسات و کارگاه های داستان خوانی و نقد است که به صورت حقیقی و مجازی به طور منظم در حال برگزاری است.

  ادامه این روند خودجوش نوید ترقی ادبیات داستانی و ظهور نسل پیشگام آن در بلوچستان را میدهد. یحتمل در ماه ها و سالهای پیش رو شاهد تولید آثاری ماندگار در قالب داستان کوتاه و رمان، مزین به نام نویسندگان بومی خواهیم بود. 



نویسنده : - ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت