نوهان بلوچستان(nohan)

نوهان برگی از دفتر بلوچستان برای گفتن گفتنی ها وشنیدن شنیدنی ها ست.

نوهان

تحول واژه ای که شاید زیاد به آن اندیشیده ایم! و احتمالا در دوران زندگی خود مستقیم یا غیر مستقیم آن را لمس کرده باشیم. شاید بتوان گفت که تحول، بُعدی جدا نشدنی از فطرت انسانی است. اما کسانی که تمایل داشتند در چنین مسیری گام بردارند، دریافته اند که کاری سهل و آسان نیست و در این راه مشقت ها ی فراوانی را باید تحمل کرد، شاید این همان نیروی بازدارنده ای است که خیلی ها را در مسیر تحول قرار نمی دهد. اما از طرفی افراد و گروه هایی هم در جامعه وجود دارند، که هر گونه تحول و تغییر، بخصوص از نوع فکری و ایدئولوژیک آن را برنمی تابند. و منافع خود را باسکون و در جازدن افکار گره خورده می بینند و هر نوع تحول فکری را سمی مهلک برای بقای خود می دانند، پس دور از انتظار نیست که با کوچکترین پرسشگری یا علامت سوالی که زمینه ساز تحول فکری در شخص باشد مخالف هستند و آن را سرکوب می کنند. نمونه ی شاخص این نوع تحول را در رنسانس اروپا شاهد بودیم که چگونه ، تحول در اندیشیدن اروپای قرون وسطایی را به مهد صنعت و فلسفه و هنر بدل نمود. اما نباید این را هم فراموش کنیم که جامعه اروپا برای رسیدن به سطح کمال ایدئولوژیکی، دوران دگردیسی طولانی را سپری کرد. برای عبور از دوران عقب افتادگی فرهنگی و توسعه نیافتگی ، باید در جهت ریشه دواندن فرهنگ تحول فکری و خارج شدن از کالبد سکون و انزوا درجامعه بلوچستان برآییم، در این مسیر داشتن نگاهی ویژه به نسل جوان و تازه نفس بلوچ از اولویت ها می باشد. براستی ترسیم چنین چشم اندازی نوعی توهم است یا واقعیتی گریزناپذیر؟!

برای پاسخ به این پرسش دو وضعیت متصور می شوم؛ اول اینکه اگر تحول را با دیدی تک بُعدی و یکجانبه بنگریم ناگزیر به سمت برداشتی سطحی از تحول خواهیم رسید و به نوعی ، ادای جامعه و انسان های متحول را درمی آوریم. اما حالت دوم رسیدن به تحول از راه درک فلسفه ی آن و نگاهی تاریخی از مفاهیم و مراحل دگردیسی آن است. برای نهادینه کردن فلسفه ی تحول در جامعه ، میانبری وجود ندارد و نمی توان در مسیر نیل به تغییر و نهادینه کردن  نگرش و ایدئولوژی تحول خواه ،کاتالیزور و میانبری به کار برد. یکی از ابزارهای پیش رو ترویج گفتمان های سازنده و بسط و گسترش مباحث فلسفی – اجتماعی حول محور تحول اندیشه و گذار از قالب های سنتگرایانه است. آگاهی یافتن از ماهیت مباحث فلسفه تحول فکری که به صورت گذرا در مطالب قبلی ام مطرح کردم و رواج چنین مباحثی در بین افکار پیشرو و متقدم بلوچ، می تواند نقطه  اتکایی برای پوست اندازی از قالب های کهنه و مستهلک در زمینه ی عملگرایی باشد. اگر نتوانیم در جایگاه یک انسان ، با وجدانی رها و آزاد بایستیم، نخواهیم توانست در جهت گفتمان اندیشه گام برداریم ، بنابراین تصور دست یابی به جامعه ای درحال تحول کمی دشوار خواهد شد.

شاید جامعه ی بلوچستان که تمایلات سنتگرایانه در آن ریشه دارد، انقباضی و انعطاف ناپذیر به نظر برسد، اما برای آغاز تحول باید چشم به قشر پیشرو و نخبگان داشته باشیم تا موتور این جریان را در منطقه روشن کنند و در این راه از باقی ماندن در سنگر اقلیت نهراسند و تا آنجا که در مایه و تخصص دارند در ارتقای آن بکوشند. شاید آراء عمومی در جامعه بلوچ همراه با این قشر نباشد، اما تا زمانی که در جامعه ی بلوچستان افراد از آزادی فردی در ابراز عقیده برخوردار نباشند نمی توان برداشت دقیقی داشت. شاید از داخل همین تفکرات پیشرو کسانی هم با شروع و گسترش چنین مباحثی که در جهت تحول فکری جامعه باشد، مخالفت کنند و این روند را اشتباه بدانند، اما به قول لنین:  "فقط مرده ها اشتباه نمی کنند." بنابراین اگر خواستار برون رفت از وضعیت فعلی در منطقه بلوچستان و حرکت به سمت معیارهای توسعه هستیم باید از جایی آغاز کنیم. و چه بهتر که این آغاز خودمان باشیم و اندیشیدنمان.

 



نویسنده : - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت