نوهان بلوچستان(nohan)

نوهان برگی از دفتر بلوچستان برای گفتن گفتنی ها وشنیدن شنیدنی ها ست.

نوهان:در پاسخ به بند اول باید بگویم برداشت شما از دید محافظه کارانه و دور از واقعیت مطلب من با دلایلی که ارائه دادید قانع کننده نبود. این درست است که امروزه رسانه و آموزش و پرورش در کنار خانواده نقش مهمی در امور فرهنگی بازی می کنند، اما دلیلی بر کارآمدی آنها نسبت به نهاد خانواده ارائه نشده است. به استناد نتایج تحقیقاتی که بین مؤلفه های نهاد خانواده و مدرسه با نوع جامعه پذیری دانش آموزان انجام شده است، و با مقایسه ضرایب همبستگی هر کدام نهاد خانواده با (0/26) و مدرسه با (0/15) در این امر سهیم هستند و این دست بالا را به نهاد خانواده می دهد.همچنین با رجوع به نظریه های دانشمندان این شاخه منجمله نظریه های لامارک و دیگران که خانواده را مهمترین کانونی می‌دانند که جامعه از آن تغذیه می‌کند و فرد در کنار تأثیری که از اجتماع خود می‌پذیرد و با توشه‌ای که از خانواده خود دریافت کرده است، مسائل جزئی و کلان محیط پیرامون خود را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به این ترتیب اصلاح خانواده تاثیر کلیدی و اصلی را در ترقی جامعه و جامعه پذیری فرد خواهد داشت، و این امربا توجه به خانواده و آموزش آن امکان پذیراست.

اما در قسمت دوم شما می گویید قدرت بیرون دانشگاه بر درون آن می چربد، من در این بحثی ندارم اما همان اندیشه های روشنفکری بیرونی به استناد گفته خود شما با تاخیر به درون دانشگاه می رسد و این خود مزیتی برای کسانی است که درون جو دانشگاه قرار دارند، هرچند دانشگاه نمی تواند به تنهایی مرکز ثقلی برای مباحث روشنفکری باشد به خصوص فضای دانشگاه های داخل کشور، اما برای کسانی که زمینه های کوچک قبلی داشته باشند(نقل قول از واحد) مسیر مناسبی برای پرورش این مقلوله می باشد.

 در مورد بند چهارم نیز باید بگویم، گفته شما درست است و افق دید بسیاری از این قشر آمیخته با سنت و سنتگرایی است، البته با وجود مباحثی که حول سنت در نوهان مطرح شد،جا دارد برای شفافیت موضوع مطالب بیشتری به آن اختصاص بدهم. اما دراینکه جریان فکری تاثیر گذار در بلوچستان وجود ندارد! اگر منظور در جبهه مخالف سنتگرایی است باید گفت؛ همیشه تفکراتی برای نقد سنت در منطقه وجود داشته اما به قدرت بیان و رسایی قابل قیاس با سنتگرایان نبوده است.

در مورد بند پایانی هم من این نگاه را به جریان روشنفکری در بلوچستان دارم که این روند با وجود اینکه خیلی وقت پیش آغار شده است، اما هنوز جوان و سرکش است و در مسیر تکاملی خود حتما بی تاثیر بر جامعه بلوچ نیست، و قشر تحصیلکرده ما به دلیل مزیت ها و شرایط خاص خود در تیررس این جریان قرار دارند.

 رازگو بلوچ:جناب نوهان و آقای روشنگر
دو سه بار است که مطلب قبلی تان را می خوانم و از ترس سو’تفاهم های دم دستی دنیای مجازی نظرم را نمی نویسم. مار گزیده ایم دیگر. منتظر بودم نظرات عزیزان دیگر را هم ببینم و بعد ..
اولا خوشحالم مباحثی را که ما مدتی است شل گرفته ایم شما با جدیت ادامه داده و پرچم را همچنان افراشته نگهداشته اید.
حرف های آقای روشنگر پخته و حاکی از بینیه تئوریک قوی و نگرشی کلان دارد. اما پاشنه آشیل شان در ورود به مصادیق و عینیات جامعه حاضر است و گویا خود این را دانسته و محتاطانه وارد این مقولات می شود.
طبق مفهوم  "لیتراچر رویو" - نمیدانم "ادبیات تحقیق" ترجمه درستش است یا "تحقیق کتابخانه ای"-  که بخشی الزامی  از یک مقاله تحقیقی است باید نوشته های پیشین در مورد یک تحقیق را خواند و بر اساس نیافته ها و مغالطه ها و کمبودهای احتمالی موجود پیش رفت. 
به نظر می رسد آقای روشنگر از ابتدا به ساکن شروع کرده اند. حتی شناختی از جهت گیری های قبلی دوستان هم ندارند. در نتیجه فی المثل به راحتی با یک عبارت کوچک "تبلیغ جماعت دانشگاهی" دچار سوء فهم و سوء قضاوت می شوند. 

در حالی که اکثر این بحث ها قبلا انجام شده و مواضع دوستان و از جمله ما که به کار برنده این عبارت در ستون نظرات مرز ارتباط بودیم مشخص است.  هرگز به مفهوم دفاع از مواضع و شخصیت خود تلقی نفرمائید ولی خنده دار نخواهد بود که  کسی چون بنده را طرفدار ایده جماعت تبلیغ بدانند که خود برای اولین بار در عرصه مکتوب تابو شکنی کرده و به نقد البته منصفانه و دوسویه شان پرداخته و  هنوز سه چهار روز بیشتر نمی گذرد از آخرین مطلبش که به همین دلیل مجددا  مورد هجمه و فحاشی قرار گرفت؟! واین مطلب هم در وبلاگ کسی بود (یاسر کرد) که کاملا با این تابو شکنی همراهی کرده و تاوانش را با فحاشی و حتی تهدید های ان چنانی داده بود؟

نتیجه این که مطالعه سوابق برای ارائه یک بحث به خصوص در همان زمان و همان فضا ضروری به نظر می رسد تا پختگی کار بیش از پیش مشهود گردد.
البته هیچکدام از این موارد هرگز ناقض تسلط تئوریک و جامع نگری کاملا مشهود و قابل تحسین آقای روشنگر نیست که بنده به نوبه خود در برابر آنها به حق و به جا سر تعظیم فرود می آورم.


نویسنده : - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ خرداد ۱۳٩۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت