نوهان بلوچستان(nohan)

نوهان برگی از دفتر بلوچستان برای گفتن گفتنی ها وشنیدن شنیدنی ها ست.

نوهان

شب بود و سکوت

دخترکی تولدش را فریاد زد

نخل ها رقصیدند و کهورها جشن گرفتند

ستاره ها نور افشان شدند

آسمان و زمین بلوچستان سراسر مهتاب بود

ما در خواب بودیم 

مهتاب از سکوت از خواب می ترسید

ما از قبرستان

مهتاب پشت تپه ماهور ها،پشت نخلستان را دید

ما خوابش را

مهتاب سرخ،سفید،سبز را دید

ما سیاهی را

مهتاب پرواز کردن را آموخت

ما ترسیدن را

مهتاب بلوچ را با تار و پود ها ساخت 

ما از بلوچ تار و پودی بیش به جا نگذاشتیم

مهتاب سکوتمان را فریاد زد

ما فریادمان را سکوت کردیم

مهتاب تنها ماند تا تنها نباشد

ما با هم بودن را نفهمیدیم

مهتاب روزهای تاریکمان را مهتابی کرد

ما روزها هم در خواب بودیم

مهتاب بی تاب شد

ما در خواب

شب بود و سکوت و کویر

مهتاب از قفس پرید  



نویسنده : - ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت