نوهان بلوچستان(nohan)

نوهان برگی از دفتر بلوچستان برای گفتن گفتنی ها وشنیدن شنیدنی ها ست.

نوهان

عبدالوهاب با دنبال کردن سیر تاریخی بلوچستان و بررسی سیاست ها و تغییرات ناشی از آن به شکل گیری هویت جمعی بلوچ متناسب با آن می پردازد و تغییر دیدگاه بلوچ نسبت به فرهنگ سنتی و استفاده از آن به عنوان نماد یا سمبلی برای هویت بخشیدن به خود و تمایز با دیگران را هویت مدرن بلوچ می داند. قبل از ورود به بحث باید بگویم اشارات ایشان نسبت به هویت جمعی بلوچ کاملا بجا بوده اما در مورد شاخص های «هویت مدرن» بلوچی ابهاماتی از دید بنده وجود دارد که به آنها اشاره می کنم.

رواج اصلاحات ساختاری در سیستم اداری و نظامی و همچنین بروکراسی و شکل ملموس تر آن مدرنیزاسیون که در کشور آغاز شد و سیاستی تمرکز گرا را دنبال می کرد هرچند تاثیراتی در جوامع قومی و سنتی ایران داشت، اما این تاثیرات در بلوچستان به درجه ای نرسید که بتواند همراه با شاخصه هایی ملموس در سبک زندگی و فلسفه ی فکری بلوچ ها باشد به نحوی که بتوان آن را هویت مدرن بلوچ نامید. از منظر رویکرد گفتمانی هویت نیز اگر جامعه بلوچ را بررسی کنیم تغییری در ظرف جامعه سنتی بلوچ به وجود نمی آید و همان طبقه خان و حاکم همچنان قدرت و نفوذ خود را حفظ کرده است و زمینه های اجتماعی جامعه بلوچ را متناسب با سیاست های خود شکل می دهد،یعنی به سان گذشته رابط سیاست های دولت مرکزی با عموم مردم است،پس همچنان موجودیت هویت مدرن بلوچ دچار ابهام است! اما با پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش و نفوذ مذهبیون زمینه های اجتماعی در بلوچستان دچار تغییر و تحول می شود،طبقه ی سرمایه دار و مرفه «خان» رفته رفته دچار گسست و نزول می گردد و جای خود را به طبقه ی سنتی دیگری که متشکل از روحانیون و بزرگان مذهبی است می دهد. طبقه ای که ویژگی های نوینی را در به همراه ندارد و به مدد شرایط مناسب سیاسی که حکومت مرکزی فراهم نموده است به احیاء و بسط ارزش های سنتی خویش می پردازد. نکته قابل تامل این است که طبقه مذهبی هویت خود را متناسب با اصول و فلسفه سنتگرایانه شکل می دهد و نیازمند به سمبل و نماد سازی متناسب با آن است که پیامد آن را در بافت جامعه بلوچ مشاهده می کنیم. در نهایت نوعی مقاومت نسبت به مدرنیته و ورود افکار عمومی بلوچ ها به فلسفه مدرن همچنان وجود دارد.

برای هویت مدرن بلوچ باید پدیده ای نو را در سبک و نگرش این قوم جستجو کنیم و با گذری بر فرهنگ،هنر و جامعه بلوچ آیا می توانیم آن را بیابیم؟! هنر و ادبیات بنا به خاصیت هایی که دارند همیشه جلوتر از جوامع در حرکتند و شاید از این جهت درک چیستی آن کمی دشوار باشد و از سویی همین پیشگام بودن جذابیتی دو چندان را برای مخاطب به همراه دارد،این فضا برخلاف جامعه انسانی بسیار منعطف و اصلاح طلب است بنابراین اولین جرقه های مدرنیته در آن نمود پیدا می کند، مسئله ای که ما فقدان آن را در فرهنگ، هنر و ادبیات بلوچ احساس می کنیم.

جناب عبدالوهاب شهلی بر کاملا درست پیش رفتند زیرا هویت مدرن یک پروسه تاریخی است اما در نهایت من با نتیجه گیری ایشان موافق نیستم،هویت مدرن تاثیر مستقیم در فلسفه،اقتصاد و هنر جامعه می گذارد بر خلاف خیلی ها که  استفاده از تکنولوژی و داشتن وسایل اینچنین را رسیدن به مدرنیته می دانند و عده ای آن را فرایندی منحصر به غرب می دانند. در صورتی که نفس مدرنیته در جستجوی خردورزی و خردگرایی است و برای یافتن آن تمام مرزهای سنتی و ایستا را در می نوردد و به گفته ها و انتزاع بسنده نمی کند و خود برای تجربه و شهود به میدان می آید.

در بلوچستان خبری از تحول چه در جنبه های خصوصی و چه عمومی را شاهد نبودیم به نحوی که بتواند نقطه ی عطفی در جامعه ی سنت زده بلوچ باشد. در دوران خوانین مردم مکلف به خدمت به اربابان بودند و با آمدن سران مذهبی مکلف به امور مذهبی اما در هویت مدرن همه از هر طایفه و ذاتی که باشند شهروند محسوب می شوند،محق هستند و از حقوق یکسانی برخوردار می شوند. فلسفه ی فکری بلوچ بسیار ماوراءالطبیعه و آسمانی است این نشان از انتزاعی بودن اندیشه ورزی در این قوم است و کمتر در زمین و محور انسان سیر می کنند، حتی در هنر و موسیقی بلوچ تجربه گرایی و عینیت کمتر جایی دارد. حتی دستاوردهای علمی بلوچ به عنوان مثال در پزشکی،کشاورزی و اقتصاد نیز گرایشی به مدرنیته را نشان نمی دهد و هنوز درمان از طریق دعا و داغ و جادو در گوشه و کنار بلوچستان رواج دارد! کشاورزی همچنان به روش اجدادمان ادامه دارد و اقتصاد با ساز و کار سنتی خوشایند تر است...

 ادامه دارد

 



نویسنده : - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت