نوهان بلوچستان(nohan)

نوهان برگی از دفتر بلوچستان برای گفتن گفتنی ها وشنیدن شنیدنی ها ست.

منطق متفاوت روایت های تاریخی، ادبی و جامعه شناختی؛ نگاهی معرفت شناختی به مباحث انتقادی در خصوص «هویت مدرن بلوچ» (1)

عبدالوهاب شهلی بر

در پی انتشار نوشتاری از این قلم با عنوان «چیستی هویت بلوچ و چگونگی شکل گیری آن» در وبلاگ وزین«مرز ارتباط» که به نوعی ادامه ی نوشتار «مدرنیته و نشانه شناختی شدن فرهنگ زیسته ی بلوچ» بود که در هشتم خرداد یک هزار و سی صد و نود در سایت «انسان شناسی و فرهنگی» منتشر گردید، در ابتدا نوشته ای همدلانه توسط یاسر کرد در خصوص آن منتشر شد و در ادامه نوهان، مطلبی انتقادی در خصوص آنها نگاشتند. در کامنت هایی که بر نوشته ی نوهان گذاشته شد، رازگو بلوچ هم وارد بحث شده و مطالبی را مطرح فرمودند. ضمن تشکر وافر از نوهان عزیز که بنابر گفته ی خودش بعد از مقداری دودلی، مبحثی انتقاداتی را رغم زدند و نیز رازگو عزیز که مشارکت نمودند، در این نوشتار به بررسی و نیز نقد «معرفت شناختی» انتقادت مطرح شده می پردازیم تا اولاً، تبین بیشتری از موضوع مورد ادعا – چرایی و چگونگی شکل گیری هویت مدرن بلوچی- صورت گیرد و ثانیاً، فرصتی بسیار کوچک باشد در جهت گسترش فرهنگ نقد و گفتگو در جامعه ی مونولوگ زده ی ما که هر کسی با صدایی بلندتر، فریاد می زند تا انعکاس صدایش، گوش هایش را بیشتر، کر کند و متوجه گفته ها و اندیشه های دیگران نشود!

قبل از ورود به بحث اصلی، بیان این نکته ضروری به نظر می رسد که به اعتقاد نگارنده، سازنده ترین نوع نقد، «نقد ویرانگر» است! بله نقد ویرانگر. در جهان اشیاء و اندیشه ها، گونه های مختلفی وجود دارد که غالباً در هر کدام از آنها، یک گونه از همه بهتر است که در جهان نقد، نقدِ ویرانگر از همه انواع دیگرش بهتر و سازنده تر است. از منظری رادیکال و متناقض! در جهان نقد یک گونه بیشتر وجود ندارد و آن چیزی جزء نقد ویرانگر، نیست اما چرا؟ با مختصر توضیحی در خصوص نقد ویران گر، به پاسخ می رسیم. سازندگی نقد ویرانگر در آن است که منتقد با اِشرافی که بر نظام های فکری و اندیشه ای که نویسنده یک متن از آنها تغذیه می کند، اساس و بنیان کج اندیشی ها و نفهمیدن هایش را که ممکن است اصلاً به ذهن اش خطور نکرده باشند، بر ملا می کند و او مجبور می شود که با ریشه دارتر و منطقی تر نمودن استدلاهایش، ایده هایش را بر مبنایی مستحکم تر بیان کند و اگر چنین توانایی و پشتکاری را ندارد، عرصه را رها کند و جهان فکر و اندیشه را با ایده های غلط و غیر منطقی اش، آشفته نکند و حداقل بکر بودن موضوعات اندیشه ورزی را برای کسانی که دانش و توانایی فکری در حوزه ی مربوطه را دارند، حفظ نماید.

نوشته های نقادی شده توسط دوستان، نه نوشته هایی هنری-ادبی و یا تاریخی، بلکه به واقع نوشته هایی جامعه شناختی هستند. اهمیت این مسئله در این است که سوء برداشت ها و سوء قضاوت های پیش آمده در ذهن منتقدین عزیز، عدم دقت و یا ناآگاهی از مرزهای معرفت شناختی مابین هنر، تاریخ و جامعه شناختی است. هر چند روز به روز مبحث بین رشته ای بودن علم در حال گسترش است؛ اما کماکان هر کدام از علوم اصول معرفت شناختی خودشان را دارند و در رویکردی های بین رشته ای هم مبنا تلفیق بنیان هایی معرفت شناختی علوم مختلف در کنار هم در جهت ساختن سازه های معرفتی شناختی جدید است، نه اینکه بر اساس منطق علم و معرفتی خاص و بدون آگاهی از منطق حاکم برعلمی دیگر به سراغ نقادی آن برویم و یا با طرح مباحثی یک پاراگرافی، بدوی و ادبی گونه برخاسته از فهم عامه «Common Sense» انتظار داشته باشیم که نقدی ویرانگر در جهت بوجود آمدن ارتقا در یک مبحث جدی علمی، شکل بگیرد. البته این به معنای محدود شدن نقد در مباحث سنگین و غالباً تخصصی معرفت شناختی نیست.

ادامه دارد ...

 



نویسنده : - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت