میزگرد هفته2

در این هفته بحث بر سر مذهب گرایی و تاثیر آن بر توسعه بود و بین دوستان دیدگاه های بسیار خوبی مطرح شد،با مرور گزیده ای از این نظرات ببینیم دیگران چه می اندیشند؛

 مصطفی (بالانچ) مذهب بدون اندیشه را مانع توسعه می داند و مخالف تعریف نقشی همه جانبه برای مذهب است.

 رئیسی(فنوج) ره رسیدن به توسعه را تعامل سازنده دین و سیاست می داند. 

 واحد برهانی اعتقاد دارد نباید از پرداختن به اشتباهات و خطاهایی که به نام دین و مذهب رواج داده می شوند واهمه داشت.

 کرانه همراه کردن مذهبیون با توسعه گران را کارساز دانسته و دلیل خود را داشتن نفوذ داعیان دین در بلوچستان به عنوان یک پتانسیل می داند.

 مجید دانشور رابطه ی توسعه و مذهب را کاملا متضاد می داند و هیچ وجه اشتراکی بین آنها قائل نیست.

 ورنا به کارکردهای مثبت دین هم معتقد است و با اشاره به توصیه ای که دین برای مکاشفه در علوم طبیعی دارد، آن را منافات با توسعه نمی انگارد.

روهان با تایید جنبه های مثبت مذهب،تاثیر مستقیم مذهب گرایی بر عدم توسعه  منطقه را نیز اقرار می کند. وی این دو را در جهت هم و علت و معلولی برای یکدیگر نمی داند.

رحیم ترویج الگویی مانند جماعت تبلیغ مذهبی اما با شاخصه های آموزشی و علمی (جماعت تبلیغ دانشگاهی) را توصیه می کند و عاملی برای توسعه منطقه می داند.

 منتقد تاثیری برای مذهبگرایی در عدم توسعه منطقه قائل نبوده و ریشه این امر را متوجه قشر تحصیلکرده و متخصص بلوچ می داند،ضعف عملگرایی،عدم تفکر مناسب و نداشتن خلاقیت تحصیلکردگان را عامل اصلی توسعه نیافتگی معرفی می کند.

 امیرتوسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی،طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی،کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است. توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی،هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته های افراد و گروه های اجتماعی در داخل نظام،از حالت نا مطلوب زندگی گذشته خارج شده و بسوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی بهتر است،سوق می یابد. مذهب در گذشته به مکتبهاى فکرى درون یک دین  اطلاق می شد و بلوچ ها یک هویت هستند.آن ها کمتر شناخته شده اند و در قیاس با دیگر اقوام ایرانی جامعه ای محروم و نابرخوردار تعریف می شوند.حال با پیش زمینه ایجاد شده ما با سه مسئله مواجه هستیم  که هر کدام تفاسیر و تعاریف خود را می طلبد. 

در حکومت های اسلامی مذهب جزء لاینفک و از قواعد اصلی بازی سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی، و اقتصادی است که همه این شاخص ها از نکات اصلی توسعه به شمار می آیند حال باید به این نکته توجه کرد که چرا بی توجهی به امور دنیوی و مادی تآثیر گذار در سرنوشت جامعه،پافشاری بر رفتار و اندیشه هایی که آزادی فردی و اجتماعی را محدود می سازد،مشخصآدر قشر بلوچ باعث عقب افتادگی و افول توسعه گردیده است چند سئوال به ذهن متبادر می شود نقش روشنفکران و تحصیلکردگان در راه توسعه چه اندازه تاثیر گذار بوده است؟ ارتباط روشنفکران و مذهب گرایان در توسعه بلوچستان تعریف و تبیین شده است؟ کدام گروه مقصر هستند تحصیلکردگان،مذهب گرایان یا پارامتر های جدید که میتوان در این مبحث گنجاند؟ با یک حساب سر انگشتی می توان نتیجه گیری کرد که روشنفکران نقش منفعلی و خنثی و بدون تحرکی در این مقوله داشته و از مذهب گرایان سنتی نیز نباید انتظار معجزه داشت داشت.با عنایت به حکومت موجود که اسلامی است و جمهوریت هم نقش محوری در آن بازی می کند، باید با ایجاد همبستگی بین مذهب گرایان (روحانیون) و تحصیلکردگان تهدید ها را به فرصت تبدیل کرد.

و با یک برنامه مدون وبا دادن اطلاعات درست و مطرح نمودن مشکلات و موانع توسعه ای شاخص هایی متناسب با فرهنگ این خطه تعریف نمود و با انتقال آن به مراکز ذینفوذ قدرت در سطوح بالای اجرایی که همواره با دیدی مثبت به مسئله محرومیت زدایی نگاه می کنند،همواره درد دلها و انتقادهای سازنده خود را مطرح نمود و پتانسیل های سرمایه گذاری را در نقاط مستعد شناسایی کرد. مقوله دیگر که به اختصار به آن می پردازم حباب شرارتی است که عده انگشت شمار از قشر بلوچ آن را یدک می کشند و باعث ایجاد نامنی شده است و مانعی جدی بر سر راه توسعه بلوچستان گردیده است و محدودیتی است که باید دولت آنرا از طریق شناسایی و محدود کردن اشرار ریشه کن نماید. باری به هر جهت بحث مذکور یک بحث ریشه ای و بنیادی است که باید بطور جد تحصیلکردگان در این راه  پیشقدم شوند چرا که لازمه یک جامعه پویا جوانان فعال و خلاق هر جامعه اند.(دیدگاه های جدید در میزگرد با رنگ متفاوت نشان داده می شود)

/ 4 نظر / 6 بازدید
طوقی

سلام نوهان عزیز همانطور که دوستان استحضار دارند اما جهت مزید اطلاع دوستان عرض کنم آنچه در غرب ظلم و جنایتی به نام دین و کلیسا و ثواب آخرت انجام گرفت در هیچ دینی اتفاق نیفتاده حال اسلام عزیز جای خود .کشیشی بنام یوحنا 50 سال سر و صورت خود را نشست و یا مثل وحوش برای پاک کردن خود به جنگلها پناه می بردند و مثل حیوانات از برگ درختان تغذیه می کردند و حال همین اعجوبه ها با مسلمات علمی مخالفت می کردند .وقتی یک دانشمند در زیر میکروسکوپ خود به عینه میدید کسی یک روز یک هفته سر و صورت خود را نشورد محلی میشود برای رشد و نمو هزاران میکروب و ویروس حال اگر می گفت ایها الناس نشستن بدن هزاران درد و رنج ببار دارد آن کشیش اعلام می کرد فلانی کافر شده حال مقایسه کردن ادیان به صرف اینکه نامشان دین است بدون توجه به کارکرد و آموزه های آن قیاس مع الفارقی است اسلام کجا و مسحیت منسوخ شده کجا البته در جامعه ما مذهب بایستی با دانامحوری دینی رشد کند عامه مردم ما متاسفانه بیسواد هستند نکته این است کارها و عملکردهای انها به پای دین و مذهب نوشته نشود در پناه حق منصور باشید

مجتبی فرقانی

بسیار بسیار از دیدن این وبلاگ ارزشمند خرسند شدم. و خداوند را از ته دل شکر گفتم که چنین بندگان حق جو و متفکری را به ایران زمین ارزانی داشته است. برای شما آرزوی موفقیت دارم و اگر اجازه بدهید در بحث هایتان وارد شوم. با سپاس

ورنا

به مذهب نمی شود به عنوان یک عامل مطلق" محرک" یا "مانع" نگاه کرد خود مذهب یک جریان سیالی است که در هر منطقه ای به شکل ظرف جغرافیایی همان محیط در می آید هر نفر به اندازه ی ظرفیت ذهنی خود از آن بهره می گیرد باید نقش "مذهب "را از "مذهبی ها "جدا دانست . نمونه واضح آن در فتواهای دینداران ما عیان است : یکی که در کوه و روستاهای بدور از تمدن امروز زندگی می کند می گوید تحصیل دختران در مدارس دولتی حرام است دیگری که درمرکز استان زندگی می کند وبا جامعه امروز در ارتباط است می گوید تحصیل نکردن دختران ما کلاه گشادی بوده که بر سر ما رفته است و تحصیل وحضور زنان در جامعه را ضروری می داند . حالا نظر کدامیک از علما که اتفاقا از بنام تری علمای مذهبی بلوچستان هستند را نظر دین ومذهب بدانیم؟ نوهان جان من در کامنت قبلی به کدام دین که ریشه در علوم طبیعی داشته اشاره کردم؟ من گفتم همین اسلام که عده ای ندانسته آنرا متهم به مانع علم بودن می کنند پیروانش را به کسب علم طبیعی آنهم در چین توصیه میکند.

رها

سلام و بودنتون رو سپاس چقدر هوای دوباره نوشتن دارم با خواندن شما...