تحصیلکردگان بلوچ از فرهنگ سازی تا فرهنگ پذیری

 نوهان

نمی توان منکر این شد که نسل متاخر بلوچ نگاهی ویژه به تحصیلات دانشگاهی و مقوله آموزش عالی دارد و این تفکر در بین خانواده های بلوچ رونق چشمگیری داشته است که چشم اندازی امیدوارکننده را برایمان تداعی می کند. اما در این یادداشت قصد دارم از زاویه ای دیگر به مطلب بپردازم، و رابطه ی تحصیلکردگان بلوچ با روند فرهنگ سازی و فرهنگ پذیری را بررسی کنم. برای ورود به بحث با این پرسش آغاز می کنم که، بازخورد کیفی روند آکادمیک در جامعه بلوچ چگونه بوده است؟و آیا درجهت تقویت فرهنگ اجتماعی بلوچ قرار گرفته یا بالاعکس؟  نتیجه ی بحث هایی که در محافل مختلف داشتم تقسیم بندی تحصیلکردگان بلوچ به دو جبهه اکثریت و اقلیت تاثیر گذار در تعامل با جامعه متناسب با استاندارد های فرهنگی و اجتماعی است. نمی خواهم باب اقلیت این قشر را که همیشه نقطه اتکایی در بستر جامعه بلوچ بوده اند را باز کنم،اما مختصرا به بررسی جبهه مقابل می پردازم.

اکثریت تحصیلکردگان بلوچ در تعامل فرهنگی با جامعه خود تاثیر نامحسوسی دارند؛ دلایل این دیدگاه را داشتن تمایلات توسعه فردی،توجه صرف به کسب مدرک تحصیلی به جای دانش و آگاهی، داشتن نگاه ابزاری به تحصیلات برای کسب جایگاه اجتماعی و تمایل به فرهنگ غیر خودی نسبت به فرهنگ بومی در بین این قشر از تحصیلکردگان بلوچ می دانم.  پرسش های مطرح شده بیشتر جنبه های فرهنگی و اجتماعی را مد نظر قرار دارد و برای رسیدن به پاسخ مناسب، دقیق شدن روی آسیب گرایش تحصیلکردگان بلوچ به پذیرش فرهنگ غیر خودی در مقابل نادیده گرفتن پتانسیل های هویت بومی را لازم می دانم، شاید اولین دلیل برای فراهم شدن زمینه های فرهنگ پذیری برقراری ارتباط با فرهنگ غیر خودی باشد و در مورد تحصیلکردگان ما قرار گرفتن در محیط دانشگاهی و مختصات جغرافیایی جدید، زمینه تماس و آشنایی با فرهنگ هایی جدید را فراهم ساخته است. تا بدین جای امر نه تنها آسیبی مشاهده نمی شود بلکه امتیازی برای فرهنگ سازی و مانور هویتی هم به وجود می آید،اما در گام بعدی که به دنبال تماس و ارتباط و ارزیابی قرار دارد، مرحله پذیرش و فرهنگ پذیری است که اگر از نوع صرف و محض باشد، نوعی چالش و دغدغه به حساب می آید.

البته باید توجه داشته باشیم که مقوله ی تعامل فرهنگی جدا از مورد ذکر شده است و صحبت از حرکتی یک طرفه می باشد. زیرا که درنوع تعاملی، هر فرهنگ به طور ارادی و آزاد عناصری از فرهنگ دیگر را با تغییر یا بدون تغییر می پذیرد و از آن خود می سازد و می توان گفت نوعی بومی سازی صورت می گیرد، از مزیت های تعامل فرهنگی این است که هر دو فرهنگ خود را در این فرایند پربار می کنند و در واقع یک نوع مدل فرهنگی در جهت غنا بخشیدن به یکدیگر صورت می گیرد. همچنین جامعه پذیری را باید جدا از فرهنگ پذیری که روندی مستمر و خارج از کنترهای رسمی است بدانیم.

از این نکته هم نباید غافل شویم که نوعی از فرهنگ پذیری که جنبه ی تکنولوژیکی دارد پذیرفته و مناسب است وجامعه را در جهت توسعه سوق می دهد. اما در نقطه ی مقابل زبان،هنر،ادبیات،آداب و رسوم و... قرار دارند که هویت ما را می سازند و داشتن درک مناسب همراه با آگاهی می تواند به اندازه ی فرهنگ مادی و تکنولوژیکی سایر جوامع موثر واقع شود. اما چه عواملی در فرایند فرهنگ پذیری یک سویه نقش دارند؟ می توان به فاکتور های زیر اشاره کرد؛

- قرار گرفتن در شرایطی با ارزش ها و ساختار اجتماعی متفاوت؛

- تماس با فرهنگ غیر خودی در مدت زمان طولانی؛

- مواجه شدن با فرهنگی در شرایط تکنولوژیکی برتر یا فرهنگ معنوی غنی تر؛

- همسان سازی عناصر فرهنگی غیر خودی با کارکردی مشابه با فرهنگ خودی؛

 اما سوالی دیگر مطرح می شود، چرا قشر تحصیلکرده بلوچ در امر فرهنگ سازی هنگام مواجهه با جوامع و فرهنگ های دیگر ناتوان هستند و حتی در برخورد با جامعه خود نیز تاثیر نامحسوسی دارند و اکثریت دنباله رو، از مسیر های کانالیزه شده سنتی هستند؟! اگر خوشبینانه کلیت پرسش را نقض کنیم و چنین ادعایی را منکر شویم! پس چرا تعادلی بین رشد شاخص های تحصیلی و بالا رفتن آمار تحصیلکردگان بلوچ با رشد فرهنگی و توسعه ی اجتماعی جامعه بلوچستان شاهد نیستیم و روند توسعه ی فرهنگی منطقه بسیار نازل و در حد پایینی قرار دارد؟!  این امر در رقم خوردن تعاملات اجتماعی به سبک سنتی و شیوه ی سالیان دور خودنمایی می کند. جامعه بلوچ با داشتن پشتوانه ی تاریخی و فرهنگی غنی، خود می تواند ادعا کند که زمینه های فرهنگ سازی و بدل شدن به فرهنگ الگو، و برتر را دارد؛ بنابراین مشکل از کمبود شاخصه های فرهنگ و هویت بومی بلوچ نیست. نوع نگاه ما به مقوله ی فرهنگ و هویت بلوچ چنین چالشی را پیش رویمان قرار داده است.  و اما در پاسخ به پرسش فوق باید ریشه این معضل را در نهاد خانواده جستجو کرد، زیرا فرهنگ پذیری ریشه در نوع رویکرد خانواده به فرهنگ و هویت دارد و متاسفانه در جامعه ی بلوچ بر خلاف غنای فرهنگی و وفور شاخص های فرهنگی پیرامون و در دسترس خانواده های بلوچ ، رویکردی آگاهانه ای نسبت به مباحث فرهنگی به صورت جهت دار و متناسب با شرایط روز جامعه وجود ندارد و اکثر خانواده ها از قابلیت های هویتی و فرهنگ بومی خود بی اطلاع هستند و به صورتی کاملا غریزی و سنتی با آن برخورد می کنند.  یکی از راهکارها زمینه سازی برای خانواده های بلوچ در جهت برخورد آگاهانه و به روز شده با فرهنگ و هویت بومی است. باید بپذیریم که فرهنگ مقوله ای پویا و متغیر است و نمی توان با نگاهی ثابت و سنتی آن را حفظ  کرد و اصراربه این روند، یکی از دلایل فرهنگ پذیری یک جانبه در نسل جدید بخصوص قشر تحصیلکرده می باشد که سبک زندگی خود را متفاوت با گذشته می بیند. در نهایت همانگونه که انتظار داریم با تکیه بر پتانسیل های فرهنگ بومی خود، دست بالا را در برخورد با جوامع دیگر داشته باشیم، نباید راه های تبادل فرهنگی و داشتن نگاهی متعادل را با فرهنگ غیر خودی فراموش کنیم. این رویکرد دو سویه بخصوص از جانب قشر تحصیلکرده بلوچ می تواند قابلیت های فرهنگ بلوچی را در جوامع دیگر وحتی خود جامعه بلوچ ارتقا بخشد و زمینه ساز توسعه فرهنگی و اجتماعی شود.

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیسوگ

سلام نوهان جان نمی دانم از تحصیل کردگان دقیقا چه انتظاری داری ونگفته ای این قشر چه کار عملی وقابل ذکری باید انجام دهند تا برآورنده ی انتظار شما باشند در جایی گفته بودی: (اکثریت تحصیلکردگان بلوچ در تعامل فرهنگی با جامعه خود تاثیر نامحسوسی دارند؛ دلایل این دیدگاه را داشتن تمایلات توسعه فردی،توجه صرف به کسب مدرک تحصیلی به جای دانش و آگاهی، داشتن نگاه ابزاری به تحصیلات برای کسب جایگاه اجتماعی و...) اما بهتر از هر کسی شما بهتر میدانید که بهترین راه توسعه در جامعه ای کمک به توسعه فردی اعضای جامعه است وهمچنین تاثیرات مثبت وماندگار فرهنگی غالبا کند ونا محسوس ند اگراین گونه باشد که رسالت تحصیلکردگان به انجام رسیده است

واحدبرهانی.

سلام نوهان گرامی. راستش امشب آمدم چیزی نوشتم و موقع فرستادن با مشکل مواجه شدم و فکر کنم حذف شد. الآن دوباره.... بحث هایت خیلی اساسی است. اما خیلی به قشر دانشگاهی امیدواری. در حالی که من به صرف دانشگاه دیدگی اینان امیدواری ندارم. مگر آنکه چیزی فرای آن در کسی سراغ داشته باشم. مثلا می توانی به من بگویی چند نفر از همدوره های دانشگاهی ات مثل خودت اهل فکر و قلم اند؟ شاید تنها یک نفر درسال به جمع تو و دوستانت اضافه شوند. بیشتر از این ها من به کسانی امیدوارم که الآن منشا توسعه و خیر و برکت اند. کسانس مثل رستم کریمی و شهرام ریگی و خودت و مصطفی و ....کسان دیگری که هنوز محلی از اعراب نیافته اند. آن هم نه به دلیل دانشگاه دیدگی بلکه به دلیل قابلیت ها که دارند. و خستگی ناپذیری و کار بدون خودنمایی. این ها می توانند جامعه را صیقل بدهند و به سمت توسعه ببرند. گفته بودم که تحول پروژه نیست. یک پروسه است . و به شرط کار به سر انجام خوب می رسد. امروز حرف های روشنگر بلوچ را در وبلاگت خواندم . همه حرف حساب! و همه دوستان را به آن ارجاع می دهم. و تمام دغدغه های ملی و انسانی تورا هم می ستایم.

حق گوبلوچ

باسلام حق گوبلوچ با شعری نودر وصف وبلاگهای بلوچستان به روز شدبدنیست آنرا مطالعه کنید. http://haggoo.blogfa.com/

رئيسي(فنوج)

با سلام نوهان عزيز فرهنگ پذيري تحصيلكردگان بلوچ جهت پركردن خلاهاي فرهنگي در جامعه بلوچ ايده مباركي است اگه اين فرهنگ پذيري باعث از بين نرفتن فرهنگ بومي بلوچستان به طوركلي نشود بلكه باعث تكامل فرهنگ ما شود.

بلوچ روشنگر

جایگاه اصلی روشنفکری: دانشگاه یا بیرون از آن؟ 1. نوهان عزیز پرسش اساسی و استراتژیکی را مطرح نموده اید:«چرا قشر تحصیلکرده بلوچ در امر فرهنگ سازی هنگام مواجهه با جوامع و فرهنگ های دیگر ناتوان هستند و حتی در برخورد با جامعه خود نیز تاثیر نامحسوسی دارند و اکثریت دنباله رو، از مسیر های کانالیزه شده سنتی هستند؟!»،اما جوابتان جای تامل جدی دارد.ریشه مشکل را در نهاد خانواده، دیدن نگاهی محافظه کارانه و به دور از واقع گرایی است و نتیجه اش چیزی جزء انفعال و بن بست نیست.اولاً،خانواده ی بلوچی نه علت بلکه معلول و قربانیِ سازمان اجتماعی است که جامعه ی بلوچی را در بر گرفته است. کارکردهای نهاد خانواده در هر جامعه ای تحت تاثیر ساختارهای کلان تر اجتماعی است که مسیر حرکت اش را تعین می بخشند.ثانیاً، هر چند فروید در نظریه ی روانکاوی اش، خانواده را مهم ترین جایگاه شکل گیری شخصیت کودک می داند، اما واقعیت این است که در جهان امروز هر چه به جلو می رویم، نهاد خانواده اخته تر می شود و کارکردهایش را به نهادهای دیگر واگذار می کند.مثلاً زمانی امر آموزش بر عهده خانواده بود ولی در جهان جدید نهادهای رقیبی همچون آموزش و پرورش و رسانه

بلوچ روشنگر

جایگاه اصلی روشنفکری: دانشگاه یا بیرون از آن؟ 2.مرکز ثقل روشنفکری فرهنگی در جامعه ی ایرانی که در برگیرنده ی فرایندهایی چون فرهنگ ورزی، زایش فرهنگی، نقد فرهنگی و تحول فرهنگی است، نه در دانشگاه بلکه در فضاهای اجتماعی و فرهنگی بیرون از آن بوده و هست. حداقل در جامعه ی ایرانی، تمایز درون و بیرون دانشگاه مهم و کلیدی است. از 1313 که دانشگاه تهران، بعنوان اولین دانشگاه ایرانی، تاسیس می شود، در حوزه های متعدد فرهنگی، ادبی، جامعه شناختی و حتی فنی، قدرت بیرون بر قدرت درون دانشگاه، می چربد. در ابتدا زایش های فکری و ادبی در بیرون از دانشگاه، اتفاق می افتدند و با تاخیری قابل توجه، دانشگاه در موقعیتی انفعالی به آنها واکنش نشان می دهد.

بلوچ روشنگر

جایگاه اصلی روشنفکری: دانشگاه یا بیرون از آن؟ 3. در حوزه های علوم انسانی که مهم ترین مساله ما هستند، بار اصلی ترجمه و خلاقیت های فکری، بر دوش مترجمان و روشنفکران غیر دانشگاهی است، که بدون هیچ گونه حمایتی در عملی ریاضت کشانه و فداکارانه، مسیرهایی برای پیشرفت فکری و فرهنگی جامعه خلق می کنند و حتی منابع درسی دانشگاه ها را هم تامین می کنند. به قول یوسف اباذری، روشنفکر و جامعه شناس شهیر ایرانی و استاد دانشگاه تهران، «اگر استاد دانشگاهی اسم و رسمی دارد به سبب فعالیت هایش در بیرون از دانشگاه است ... زمانی در اروپا روشنفکرانی آزاد ((free lance وجود داشتند که فکر می کردند دانشگاه حقیرتر از آن است که جای آنها باشد. بزرگترین شان سارتر بود. بعد از وقایع مه 68 دانشگاه جا باز کرد که منتقدانش هم درونش قرار بگیرند، به میشل فوکو میدان داد تا به همان خردی حمله کند که کانت دانشگاه را جای آن می دانست. به بوردیو میدان داد تا کل نظام آموزشی دانشگاهی را به باد شدیدترین انتقادات بگیرد، ... ».

بلوچ روشنگر

جایگاه اصلی روشنفکری: دانشگاه یا بیرون از آن؟ 4.بنابراین مشکل تحصیلکرده بلوچ که در اکثریت مواقع افق دیدش، همان چیزی است که سنت در اختیارش قرار می دهد و زایش فکری و فرهنگی در او وجود ندارد، نه خانواده بلکه، فقدان جریان روشنفکری قوی و ریشه دار در جامعه ی بلوچی است. وقتی جوان بلوچ با کلی آرمان و عدالت خواهی وارد دانشگاههای منطقه می شود که عمدتاً واحدهای بوروکراتیکی بیش نیستند، و هیچ جریان روشنفکری قوی بیرون از دانشگاه هم وجود ندارد که او را به لحاظ فکری تغذیه کنند، بعد از اتمام دانشگاه، چیزی جزء مدرک دانشگاهی و مشتی محفوظات از رده خارج شده در چنته ندارد. به بیانی دیگر، فقدان جریان های فکری تاثیرگذار در جامعه ی بلوچی متغییر کلانی است که هم خانواده بلوچی را اخته می کند و هم جوانانی که این خانواده ها به دانشگاه می فرستند.

بلوچ روشنگر

جایگاه اصلی روشنفکری: دانشگاه یا بیرون از آن؟ 5. لبته در این میان افراد بسیار محدود و منحصر به فردی وجود دارند که در ایام تحصیل در دانشگاه با بهره گیری از جریان های روشنفکری ملی و جهانی، به پرورش و فرهیخته کردن خود می پردازند که باید فکری به حال فقدان فوق بکنند و با از خودگذشتگی و ایثار، نقش تاریخی شان را درشکل گرفتن و ریشه دواندن جریان روشنفکری بلوچی، ایفا کنند که انجام این مهم فرصت بحث مفصلی را می طلبد. این جمله واحد برهانی که «من به صرف دانشگاه دیدگی اینان امیدواری ندارم. مگر آنکه چیزی فرای آن در کسی سراغ داشته باشم»، چقدر صادقانه و رندانه است. این جریان های روشنفکری هستند که می توانند به دانشجو چیزهایی فرای مدرک، که امروز در خط مونتاژ دانشگاههای جورا جور به تولید انبوه می رسد، بدهند. تکه تکه شدن متن برای دور زدن پیام «متن موردنظر حجیم بوده ... » است!

ادیان عرفان

وقتی نمی تونید نقد رو بپذیرید پس وبلاگ درست نکنید تا در جواب دادن نماینید و مجبور به تحریف نظرات شوید.