چالش همسویی هویت بلوچ با زبان جهان معاصر

نوهان

بررسی ریشه ها و روند شکل گیری هویت در بلوچستان دشوار به نظر می رسد،شاید از دلایل آن کمبود و پراکندگی منابع دقیق و مرجع و ضعف مطالعه و پژوهش را بتوان نام برد.امروزه بافت اجتماعی در بلوچستان قومی-مذهبی است که به هویت سنتی شهرت دارد. این هویتِ دو قطبی با برچسب قومیت و مذهب همواره زمینه ساز مناقشاتی بوده است.به طوری که گروهی با جانب داری از فرهنگ و آداب باستانی خط مشی ناسیونالیستی را باز تعریف کرده و گروهی دیگر با اولویت بندی و ارجح دانستن گرایشات مذهبی بر چنین هویتی پافشاری می کنند.با در نظر گرفتن روال تاریخی هر دوی این تمایلات هرچند با نوسان اما شانه به شانه پیش آمده و مشخصه ای کلیشه ای را شکل داده اند.

هویت سنتی بلوچ،اجتماعی را توصیف می کند که تابع خط مش و آداب و قوانین جمعی بوده و در تلاش برای حفظ و حراست از آن می باشد. از ویژگی های این رویکرد ایستایی و ثبات،وحدت رویه و همگرایی جمعی،بازتولید ارزش ها،جهان بینی محدود،مطلق گرایی و به طور کل در تضاد با فردگرایی است.نکته ای که نقش محوری در ساخت ارزش های تجدد خواهانه دوران معاصر و مدرن دارد.ساخت هویتی بلوچ متاثر از نظام اجتماعی فوق از آنجا که با نقش ها و کاردکردهای معین و غیر قابل انعطاف مواجه است جای این پرسش که جایگاهش نسبت به جهت گیری جهان معاصر کجاست؟! را باقی نمی گذارد. پرسشی که کم و بیش در گفتمان نسل متاخر بلوچ یا محافل روشنفکری تحت عنوان چالش هویتی مطرح است.هرچند قوم بلوچ نتوانسته جهت گیری منطقی با مناسبات دنیای متجدد داشته باشد،اما افسار گسیختگی مدرنیزاسیون غربی جلوه هایی سخت افزاری از مدرنیته را برایش به ارمغان آورده است. نفوذ مولتی مدیا بخصوص رسانه های ارتباط جمعی دریچه ای جهت تصور هرچند مجازی از ماهیت جهان معاصر را در اختیار نسل امروز بلوچ قرار داده و تسلطش به گستردگی دامنه ی نقش های اجتماعی بیرون از نظام قومی-مذهبی را بهبود بخشیده است. هرچند تاکنون ضرورت همسویی با مفاهیم دنیای معاصر در بین بلوچ ها همه گیر نشده اما کنش های محدود در حیطه فردی نیز همواره ناکام و مطرود مانده است تلاش هایی که در نبود زمینه های خردگرایانه به صورتی احساسی،تقلیدی و نامتعارف جلوه گر شده اند.

اگر زبان جهان امروز را ترجمانی مدرن و توسعه یافته بدانیم که به هرآنچه بوی کهنگی می دهد پشت کرده است،شاید کمتر تعلق خاطری به نهضت نیاکان خود داشته باشیم وجهی که مورد بی میلی هر دو جناح ناسیونالیست و سنت گرای مذهبی در بلوچستان می باشد.این خود از چالش های جدی همسویی بدنه اجتماعی بلوچ ها با تعاریف تجدد خواهانه دنیای معاصر است.به اشتباه برداشت غالب از دیدگاه روشنفکری در بلوچستان این چنین متصور است که حل تمام مشکلات در گسست و انقطاع کامل از اندیشه،سبک زندگی و جهان بینی ست که ریشه در سنت،گذشته و تاریخ آنها دارد از این رو هر گونه آلترناتیو با لعاب روشنفکرانه نتوانسته به مرحله گفتمان و تولید برسد. نیل در جهت روشنگری در چنین نظالم اجتماعی با ترویج شیوه های متکثر نقد و بکارگیری ابزارهایی که توان برقراری دیالکتیک را داشته باشند منجمله هنر و ادبیات که زبانی جهانشمول دارند به شرط داشتن محتوایی روشنگرانه امکان پذیر است. در نهایت از میان رفتن شکاف بزرگی که بین هویت واپسگرا و رویکرد تجدد خواهانه عصر حاضر در بلوچستان ایجاد شده است در نبود توده های پرسشگر که به دنبال چیستی و جایگاه هویتی قابل فهم با معیارهای دنیای جدید باشند،کاری دشوار و دور از دسترس به نظر می رسد.

/ 3 نظر / 9 بازدید
بالانچ

اینها نت های من در هنگام خوندن این متن بود «زبان جهان معاصر یا گفتمان هویت دو قطبی == آیا واقعا مولفه های هویتی ما در شکل دهی آن در دو قطب قرار می گیرند؟‌ یا چند وجهی است؟ باز تعریف مشی ناسیونالیستی==== آیا قبل ناسیونالیستی بلوچی بوده که باز تعریف شود؟ جهان بینی محدود===؟ در این مورد شاید بشود جدی تردید کرد مطلق گرایی===؟ آیا دیدگاه کلی و اخلاقی ما مطلق گراست یا نسبیت گرا چرا باید فرد گرایی باشد؟ فرهنگ ما اصول مدار است. یکی از اصول تضمین همزیستی جمعی... فک کنم در باره بحث زیاد باشه چون ما در هر دو زمینه فردگرایی و جمع گرایی یا جمع گریزی و درونگرایی بلوچ باید تردید زیاد باشد »

عبدالوهاب شهلی بر

یادداشت عمیق و قابل تاملی است، امیدوارم بستری برای شکل گیری یک بحث جدی میان کنشکران فکری جامعه مان شود.

روحی . وبلاگ ایرندگان بزرگ

سلام . عالی بود . امید است دوستان نخبه ، تحصیلكرده ، سیاسیون و وب نویسان عزیز بیشتر به این مسائل بپردازند .