پرسه زنی در میان نشانه های گذر بلوچ از خزر

عبدالوهاب شهلی بر

آغاز بهار امسال قسمت نبود که در بلوچستان، باشم.به اتفاق اهل و عیال میهمان سرزمین سخاوتمند گیلان بودیم و اسباب زحمت رضا دهواری را فراهم نمودیم؛اما آن سرزمین چقدر آشنا بود! جدا از روی گشاده مردمان و دوستان که یکی از زیبایی های با شکوه جوامع بشری است،اشتراکات زبانی میان بلوچی و گیلکی، چقدر آنجا را خودی نمود.
وقتی از میان مردم گیلک گذر می کردی و یواشکی گوشاتو تیز می نمودی،رگبار واژه های آشنا بود که شنوایی آدمی را تسخیر می کردند؛واژه هایی که بخشی از زبان مادری ام هستند و از طریق آنها بود که جهان اطرافم را شناختم.
هشتم فروردین مصادف بود با یک برنامه کوهنوردی گلشت در تابستان نشین شهر املش که به پیشنهاد میزبان و نیز استقبال گروه کوهنوردی ناتشکوه که سرپرستی آن را در این برنامه خانم سعیدی برعهده داشتند،افتخار میهمانی یافتم؛میهمان بچه هایی نازنین که عاشق طبیعت و شادی، بودند.
بودن در میان یک جمعی که پیوندهای دیرینه ای داشتند و اجتماعی کوچک از یک اجتماع بزرگتر بودند،برای کسی چون من که پایانی برای کنجکاوی های بی انتهای جامعه شناختی و فرهنگی اش وجود ندارد،همچون موهبتی آسمانی بود که ناگهان فرود آمد و ما را سرشار از شادی نمود.
ترانه های زیبایی گیلکی که آقای رضا راوند در طول مسیر و بعد از صرف نهار،می خواند و افراد گروه با چه شوری او را همراهی می نمودند، چقدر زنده و آشنا بودند. رضا راوند یکی از آن شخصیت هایی است که سرشار از زندگی است و آدمی را خیلی سریع شیفته خودش می کند و سمبلی از یک ایرانی است که عاشق فرهنگ فولکلوریک ایران است؛ بطوریکه ترانه های کردی را به همان زیبایی ترانه های گیلکی می خواند و بلوچ که باشی نیازی به هیچ مترجمی برای فهم نغمه های گیلکی و کردی نداری!
تفاوت جغرافیا و آب و هوا از منظری ابن خلدونی تفاوت های زیادی بین فرهنگ بلوچ و گیلکی بوجود آورده است،اما زبان که جاودانه ترین و ماندگارترین بخش هر هویتی است،ریشه های مشترک را حفظ نموده و خیلی از واژه ها هنوز در دو زبان مشترکند. بعنوان مثال همانطوریکه یک بلوچ به بچه ها «زهگان» می گوید یکی گیلکی از «زاکان» استفاده می کند و یا همانطوریکه بلوچ برای پختن از «پچ» استفاده می کند گیلکی هم دقیقا از همین واژه «پچ» استفاده می کند.
پس اشتراکات زبان گیلکی با بلوچی حکایت از گذشته مشترک این دو قوم ایرانی دارد که در کوچ بزرگ آریایی ها به ایران کنونی و گذرشان از خزر همسفر بودند و در ادامه تاریخ معلوم نیست که چرا بلوچ از کرد و گیلک جدا می افتد و گوشه ی شرقی فلات ایران را برای زیست،بر می گزیند.
اصولا عمر ملتها بیش از عمر ادیان و مذاهب است ولی خیلی وقت ها تعصبات دینی و مذهبی پیوندها را سست نموده و حس جدایی آنچنان بر آدمی غلبه پیدا می کند که برادرش را بیگانه می پندارد! ولی داشتن یک ایران پر افتخار و شایسته ستایش در گروی افزایش پیوندها و کاستن از جدایی هاست.

93/1/23

/ 4 نظر / 53 بازدید
همه با هم

همه باهم به مناسبت ورود رییس جمهور به استان سیستان وبلوچستان فراخوان پرسش وپاسخ برگزارنموده لذا از شما فعال مجازی خواهشمندم در این فراخوان شرکت نموده وپرسخ خود را در قالب مباحث سیاسی اقتصادی فرهنگی وسایر موضوعات استانی مطرح نمایید /باسپاس وتشکر روابط عمومی همه با هم

مهرنوش

گاهی اوقات ادم حس اخرین بیسکوییت ساقه طلایی ته بسته رو داره

آ_شمس

تی جانه قوربان بلوچی براس!! زنده باد گیلان زیبا، سرزمین مادری من با مردمان بافرهنگ و زحمتکشش، مخصوصا زنان گیلانی که در این فصل با دستان زحمتکش خودشون با ساقه های برنج زمین های شمال رو به رنگ سبز نقاشی میکنن، مشترکات بین گیلانی ها و بلوچ ها زیاده، قوم بلوچ هم دوستداشتنی هستن و مهربان، موفق باشید

نوهان

دوست عزیز به اسم شمس ممنون که همراه همیشگی نوهان هستی، اگر برخی نظراتتون منتشر نمیشه به دلیل داشتن علامت خصوصی هست در صورتی که برای نمایان بودن اونها مشکلی وجود نداره. ممنون از شما.