آرامش بلوچ قربانی محرومیت یا بی لیاقتی متولیان

نوهان

شهرام آرامش دانش آموز ده ساله ای که در مدرسه قربانی حادثه دلخراشی شد و جان داد. حال این سوال مطرح است که چه کسی مسئول است؟! مدیر مدرسه؟ رئیس اداره؟ مدیر کل؟ یا وزیر؟ اما واقعیت این است که هیچ کس آنطور که باید پاسخ گو نیست و گناه را گردن دیگری می اندازد! در نهایت آب هم از آب تکان نخورده و دوباره روز از نو و روزی از نو؟! و باز هم شهرام هایی دیگر... در واقع شهرام آرامش از یک سوی قربانی محرومیت و از سویی دیگر قربانی ضعف و بی لیاقتی مدیرانی شده است که خبر از حال و روز زیر مجموعه های خود ندارند و اگر هم دارند با لاپوشانی و سرپوش گذاشتن بر ضعف ها در صدد خوش خدمتی بوده و این را عامل حفظ صندلی خود دانسته و تظاهر به توانمندی می کنند و با مواجه شدن با چنین حوادثی لاجرم هیچ توجیهی ندارند!

هرچند شکل گرفتن مدارس امروزی با شیوه تعلیم و تربیت به مفهوم نوین در کشور سابقه ای بیش از صد ساله دارد اما در منطقه بلوچستان کمتر از دو دهه است که نگاه عامه مردم به آموزش و روند آکادمیک مثبت شده است.نگاهی که منجر به رشد بی سابقه دانشجویان و علاقه مندان به تحصیلات تکمیلی گردیده و امید به توسعه را در این خطه از کشور دو چندان ساخته است.از طرفی دولت که با رشد تصاعدی محصل و دانشجو در منطقه مواجه شده است نتوانسته به صورت کیفی و کمی با آن همگام شده و خواسته ها و توقعات این بخش را در سطح مناسب و مطلوبی پاسخگو باشد. و این میزان اعتبار و توجه حکایت همان خشت اول را دارد که کج گذاشته شود و برای ترمیم آن نیاز به هزینه های دوچندان خواهد بود.

سیستان و بلوچستان با حوزه جغرافیایی وسیع و پراکنده ای که دارد مسلما باید از مدیریت متمرکز و دقیقی برخوردار باشد. شعار محرومیت زدایی با مدارسی که عموما قدمت چهل و پنجاه ساله دارند و به سختی از کمترین امکانات و شرایط آموزشی یا ایمنی برخوردار اند،شبیه یک رویا می ماند.با وجود مدیرانی که حس مدیریت شان در مقابل ژست آن رنگ باخته و معلمانی که تنها حضور فیزیکی در کلاس دارند دست نیافتنی ست،با دانش آموزانی که خانه برایشان اجباری و مدرسه تحمیلی شده و تمام این دفتر و دستک و بروکراسی پیچیده با هزاران بخشنامه و آئین نامه آموزشی و پرورشی نتوانسته قانع شان کند که درک درستی از جایگاه تعلیم و تربیت داشته باشند! و خانواده هایی که فقط در فکر فرزند بیشتر و زندگی شادتر هستند نمی توان مانع از قربانی شدن امثال شهرام آرامش ها بود!

شهرام آسوده بخواب...

/ 3 نظر / 27 بازدید
فرید

دوستان مسئولم این جور مواقع داستان رو اون قدر پپیچیده و تو در تو می کنن که عقل شیطانم پاره سنگ بر می داره! و ویلیام فاکنر و لوئیس بورخس هم نمی تونم تفسیر درستی از ماوقع بدن؟! اصلاً معلوم نیست کی سگ کیه؟! بله جالب گفتی نوهان «شهرام عزیز آسوده بخواب» منم جای تو بودم آرام می خوابیدم بین خواب و کاغذ بازی و هزار تنگنا و راهرو کافکایی تاریک و تنگ کی میاد راه حل اولو انتخاب کنه!

سیسوگ

واقعامعلوم نیست تا کی و چقدر دیگر باید شاهد از دست دادن شهرامهای نازنین باشیم...

راوی

سلام عشق،خاک و دریای مکران . . . منتظر نظراتتون هستم