تریبون آزاد

تریبون آزاد به بررسی دیدگاه ها در سایر وبلاگ های بلوچی می پردازد، برای این تریبون آزاد نگاهی به وبلاگ رازگو و نظرات دوستان،پیرو مطلب «نسل چهارم بلوچ در خارج از بلوچستان چگونه تربیت شده است؟!» می پردازیم.

دیدگاه هایی که تا حدودی قابل پیش بینی بود،همیشه با مطرح شدن چنین بحث هایی در جمع بلوچ ها،چندین جبهه تشکیل می شود.عده ای نا امیدانه خود را در مسیری که منجر به انحطاط و نابودیست، و کمترین تاثیری در تغییر و دگرگونی این روند ندارند،کانالیزه شده تصور می کنند. و برخی دیگر با وجود تمایل برای بهبود وضعیت و خروج از  نابسامانی،به خودباوری نرسیده اند و در مواجهه با مشکلات و تعارضات،دنیای بیرون از عدم اعتماد بنفس لازم برخوردارند،به گونه ای که ناتوان شده و به جرگه ی گروه اول می پیوندند. عده ای دیگر از روی احساسات و بدون نگاهی علمی و خلاقانه و به صورتی خود جوش و با تمایلاتی نه فرا قومیتی بلکه ناسیونالیستی،به حرکت های «انتحاری فرهنگی»دست می زنند؛که نه تنها چشم انداز خوشایندی ندارد،بلکه بازخوردی منفی نیز دارد.اما داشتن همه این دغدغه ها خوب است،بی تفاوت نبودن و احساس مسئولیت حیاتی و لازم است.

اگر بخواهم دیدگاه خودم را در ادامه نظر بزرگواران بیان کنم باید بگویم؛صحبت های رحیم محترم،اما من چندان موافق نیستم,البته منکر تاثیر فرهنگ و محیط بیرونی نیستم. مشکل اینجاست که بلوچ ها با وجود غنای ریشه تاریخی و داشته های فرهنگی و هویتی شاخص، هنوز نتوانسته اند،خود را از غالب کلیشه ای و سنتی خارج و رنگ و بویی فرا قومیتی و همه پسند به آن بدهند. و بر خلاف هلیا و جهان نمی توانیم بگوییم همه بلوچ ها در شرایطی مشابه،منکر بلوچ بودن خود هستند.اتفاقا به شخصه، از نزدیک شاهد استقبال غیر بلوچ ها از هنر,فرهنگ و ادبیات بلوچ بودم، و می دیدم که چگونه از همنشینی با این قوم اصیل احساس افتخار و علاقه می کردند. شاید ما این فرصت را برای دیگران فراهم نکرده ایم تا ما و فرهنگ و اصالت ما را بشناسند. در هفته فرهنگی پایتخت ،شاهد این استقبال و برخورد غافلگیر کننده بودیم. در این سال ها، تلاش غیر بومی ها برای خارج کردن بلوچ ها از انزوا و دادن جلوه ای مدرن و امروزی به فرهنگ و هنر بلوچ بیشتر بوده است.به عنوان مثال دانشجوی دختر تهرانی که با صرف وقت و هزینه چندساله،با کاری علمی و تخصصی سوزن دوزی بلوچ را به لباس ها و دوخت های پایتخت نشین ها وارد کرد و جلوه ای نو به آن بخشید؛و گروه رستاک با اقتباس از موسیقی بلوچ و همکاری زنده یاد ماشالله بامری مخاطبان بسیاری راجذب کرد. همچنین چندین مستند ساز و نویسنده و محقق شهرستانی که با رویکردی خلاقانه، نیم نگاهی به فرهنگ و هنر و تمدن بلوچ داشته و دارند.پس درها بسته نیستند این ما هستیم که دست و پای خود را بسته ایم. به قول یاسر کرد عزیز آیا وقت آن نرسیده تا از پیله برون آییم و دیگران را از زیبایی ها و غنای خود شگفت زده کنیم؟؟!

/ 6 نظر / 5 بازدید
واحدبرهانی

سلام نوهان عزیز. این نوهانی که می بینم آن نوهان نیست که متولد شد. مصطفی بی ربط نمی گوید. الآن ما با جوانی خوش فکر و معقول و اهل بحث روبروییم که یک پای ثابت وبلاگستان بلوچ است. بگذرم. اما درمورد رحیم. من فکر می کنم رحیم، یکی از چند نفری است که با همه وجود بحث هارا گرم نگه داشته است. و روند بحث ها هم نشان می دهد که خودش چه انعطاف هایی پذیرفته است. در این موضوع ، حریف های چقری چون او بخوبی می توانند مجادله هارا به بحث های منطقی و مفید تبدیل کنند. درحالی که اگر وجود رحیم و ابومصعب و طوقی اگر نبود چگونه میشدبحث هارا ادامه داد.؟در ستون نظرات رازگو هم بنظرم حرف های رحیم خیلی مستند است و موردی بنظرم نمی اید. با این نظرت هم نمی توانم موافق باشم که ما بایدهرچه زودتر ( از پیله) به در آییم وبدون بحث دیالکتیکی بامدافعان سنت ....شگفت زده کنیم.آن استقبال پرشور غافلگیر کننده در هفتۀ فرهنگی پایتخت نیز بخشی از سنت های ماست که منفک از همبافت فرهنگی ما نیست. اگرچه من ، هنر سوزن دوزی و نقوش منسوجات را واجد روحیات قومی ، و کاملا منفک از اعتقادات دینی و مذهبی می دانم.

رازگو بلوچ

فکر می کنم حالا دیگر دهانت را بسته باشم. سه تا سوال در ادامه نظری که برایم گذاشته ای نوشته ام. اگر باز هم حرفی است اینبار مشروح و مصرح و مصداق دار بگو تا بدانیم چه در سر داری. نوهان: دردسر وب نویسان!

helia

salam nohan . man taze weblogetoono didam vali natoonestam bekhoonamesh choooooooooooooooooon kheili sakhte khoondanesh , webloge shoma va razgoo ro kasai mitoonan bekhoonan ke adabiyateshoon ghaviye vali man adabiyatam zaife [گریه]toro khoda yekam asoontar benevisid ta befahmam chi migin ???????????????? hame mesle shoma tahlilgaro mofaser nistan , bekhoda age rahat tar va sade tar benevisid baloochaye bishtari az weblogetoon mitoonan estefade konan , darzemn mano bebakhshid ke mese shoma ziad rasmi nistam va nemitoonam adabi harf bezanam . sorry

توسعه مکران - صلاح درخشان

برآمد باد صبح و بوی نوروز/ به کام دوستان و بخت پیروز/ مبارک بادت این سال و همه سال/ همایون بادت این روز و همه روز/ {سعدی شیرازی} گشت گرداگرد مهر تابناک,ایران زمین روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین ای تو یزدان , ای تو گرداننده ی مهر و سپهر برترینش کن برایم این زمان و این زمین فرا رسیدن بهار و برگی دیگر از دفتر عمرمان بر همه عزیزان مبارک

روزدرآ

نوهان عزیز من هم با شما و یاسر اندیشمند موافقم همچنین بنده نیز در هفته فرهنگی حضور داشتم و از استقبال مردم پایتخت به فرهنگ بلوچ متحیر ماندم و اندکی این استقبال و شور و شوق مرا به تفکر در خصوص پتانسیل های بالای این سامان وا داشت

mahammad

به نظر من ما دو جور تبعید می‌شویم. یکی این که از کشور خود تبعید می‌شویم و دیگری این که وارد حوزه‌ی تمدنی می‌شویم که با ما متفاوت است. برای نمونه یک مبارز اسپانیایی که در دوره‌ی فرانکو به فرانسه آمد، از حوزه‌ی تمدنی خودش خارج نشد. ما از حوزه‌ی تمدنی‌ـ فرهنگی خودمان هم خارج می‌شویم و این بسیار سخت است و برای ما خطر بزرگی‌ست. چون ما باید بتوانیم با حوزه‌ی تمدنی خودمان ارتباط داشته باشیم تا بتوانیم تحولی ایجاد کنیم. و این آمدن به اروپا برای یک ایرانی یا یک خاورمیانه‌ای امر چندان ساده‌ای نیست. اگر بخواهیم به کنه ماجرا برویم، اگر تبعیدی بخواهد در این دنیای مدرن زندگی جدیدی شروع کند، یک بحث دیگری‌ست و حق‌اش هم هست. ولی اگر بخواهد به داخل کشور خودش نگاه کند، باید خیلی نکات را هم رعایت کند