ضرورت ها و فرصت ها؛ به بهانه هم اندیشی اصحاب رسانه،اندیشه و قلم (قسمت اول)

نوهان

نمی دانم از کسی شنیدم یا جایی خواندم که ما مردمانی هستیم که حافظه تاریخی ضعیفی داریم! از طرفی تاریخ و گذشته ما مملو از اتفاقات ریز و درشت است که تسلط و آگاهی بر آنها کلید راه آینده مان خواهد بود. باید اعتراف کنیم حافظه تاریخی مان در حد تقویم های دیواری،جیبی یا رو میزی محدود شده و توجه به همین ایام نیز به صورتی تشریفاتی،بخشنامه ای یا از سر اکراه و به صورتی فرمالیته است. هفده مرداد ماه یکی از همین ایام منجمد شده در تقویم می باشد که مزین به روز پاسداشت قلم نام گذاری شده است و مخاطب آن خبرنگاران،نویسندگان،روزنامه نگاران،صاحبان اندیشه و قلم و فعالین عرصه اطلاع رسانی هستند،کسانی که حضورشان در بطن یک جامعه برای حرکت و هدایت به سوی توسعه همه جانبه ضرورتی انکار ناپذیر است.

جوامع انحصارطلب همیشه مانعی بزرگ جهت دسترسی گسترده اطلاعات برای عموم بوده اند و فقط تا جایی مجوز اطلاع رسانی و قلم فرسایی را به فعالین این صنف می دهند که تامین کننده منافع آنها بوده یا جهت گیری در این راستا داشته باشد.همین ویژگی ها باعث شده کار اصحاب رسانه و اندیشه همواره با حساسیت همراه و اهالی آن در حاشیه امنی قرار نداشته باشند. از طرفی رویکرد دولت های مردمی در جهت دادن فضای باز سیاسی و اجتماعی به رسانه ها و فعالین این عرصه نقطه عطف این دولت ها بوده است،رویه ای که بیشتر حمایت معنوی متولیان و قانون گذاران را می طلبد تا با گسترش فرهنگ آگاهی بخشی و شفافیت مردم بتوانند نقش پرنگ تر و پویا تری در جامعه خود ایفا کنند. استان سیستان و بلوچستان یکی از مناطق کشور است که می توان گفت به لحاظ اطلاع رسانی و کیفیت استفاده از ابزارهای مرتبط با این صنف در وضعیت نامطلوب و بحرانی به سر میبرد. اگر رسانه را پیوند دهنده خود با دیگران بدانیم که وظیفه دارد جنبه های گوناگون فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،ورزشی،هنری،طبیعی، گردشگری و ... از ما را به سایر مناطق و بخصوص مرکز کشور انتقال دهد درمی یابیم تنها بعد خبری آن به صورتی بسیار محدود و نامطلوب به مرکز انتقال پیدا می کند که با وجود گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات و اهمیت رسانه در دنیای امروز باید گفت به هیچ عنوان در شأن و منزلت مردم استان و ظرفیت های منطقه نبوده و کوتاهی در حق مردم تلقی می شود.

اگر امروز نماینده مجلس مملکت از شهری غیر همجوار نمی داند سیستان و بلوچستان در شرق کشور است یا غرب! اگر شهروند درجه یک کشور در پایتخت نمی داند بلوچ ایرانی است یا افغانی؟! اگر کسی از هموطنانمان حتی در حد یک خط هم نمی تواند فرهنگ و هنرمان را توصیف کند! دلیل بر عدم وجود ما نیست بلکه دلیل بر عدم اطلاع رسانی و پوشش مناسب،رسانه های مستقل،نشریات و روزنامه های محلی با برد و دامنه اطلاع رسانی و پوشش در سطح ملی می باشد.هویت ملی ایران ترکیبی از قومیت های مختلف است که هر کدام چون ستاره ای درخشان خاک این کشور را نورانی کرده و بر چهارگوشه ی آن می درخشند،قوم بلوچ هرچند در غبار ناملایمات و بی مهری ایام آنچنان که باید فرصت عرض اندام و جلوه گری نداشته است اما بی شک گوهری گرانبها در جنوب شرقی این مرز و بوم است و اهالی قلم و رسانه این مسئولیت را بر دوش خود احساس می کند تا نگذارد این غبار کهنه بر این پهنه سترگ جا خوش کند و فرهنگ و آداب و هنر مردمان این دیار از چشم ها پوشیده باشد.  

/ 18 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دانشجوی پزشکی چابهار

قرار چه بشود محاکمه یا تشویق یا هدایت ......

دانشجوی پزشکی چابهار

شما که اصل خبر را در وبلاگتان که اختیارش را داری نگذاشتی ودقیق هم نمی دانم که هستی بلکه منوب به بلوچی چرا باید اعتماد کنم اول شما لطف نمایید برادری خود را ثابت فرمایید ومتن را مثل مهند اکبر ریسی یا مسکوتان انلاین تووبتان قرار بدهید تا من اخرین واولین مکاتبات را برای همیشه به شما بسپارم وبه درد دانشجو بودن خود دنبال علم بروم زاهدان و ادماهی سیاستمدارقدرمتدار.....پگیر شوند ممنون از چند سطری که در نظریات نوشتی ان هم به دیده شک ولی کافی نیست

دانشجوی پزشکی چابهار

خیلی ها موافند برود زاهدان لابی می کنند از قدرمندان استفاده می کنند واز سیاستمدارن طلب می کنند ولی این برای یک دوره است می گذرد انچه می ماند دانشگاه پزشکی چابهار است لیبل دانشجوی من چها رسال دیگر تمام است شاید همین الان منفعت در رفتن من باشد چرا که فاصله ام با خانواده ام وشهرم از هشت ساعت به سه ساعت تقلیل می یابد ولی انچه مهم است وضعیت اسفناک بیمارستان و شهرستان است انچه به نقل قول یک مسئول است که بیشترین رقبا ایرانشهرها هستند که من این را هم قبول ندارم ایرانشهر هم مستقل شود چابهار هم بشود

دانشجوی پزشکی چابهار

لطفا نمی خواهد منت اطلاع رسانی را بزاریدهمه را حذف کنید پیگیر قلم ورسانه ادبیات مقاله داستان چب وراست فقیر وقوی باشید متشکر

ملازهی

سلام.، زیبانوشتید ،موفق باشید برو،بشکن ،رهاکن حرفها برای گفتن نیست امروز دیگرمن خودحرفم به زغم بامن بودن نرهان مرا.....

دانشجو چابهار89

بدهکار نیستید من بدهکار جامعه منتسب به ان هستیدمن طلب دارم ازتون چون مدعی هستید

دانشجو چابهار89

سند طلبکار وبدهکار شما من مردم جامعه در بعضی از رسانه ها در لینک زیر است اسیب شناسی بکن http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910422000004

دانشجو چابهار89

این مسئول محترم طبق وظیفه اعلام کرده فقط دوره بالینی میرند زاهدان شما خبرنگارها اسیب شناسی کنید نظام آموزش پزشکی عمومی شامل ۵ دوره است: علوم پایه فقط چابهار حداق 5 ترم فیزیوپاتولوژی زاهدان کارآموزی بالینی زاهدان کارورزی بالینی زاهدان کارورزی زاهدان ببین با خلط مبحث جچوری سر آقای جد گال و مردم شیره مالیده می شود از 14 ترم 5 ترم چابهار یعنی هیچ یعنی آموزش ابتدایی بهتره ....

دانشجو چابهار89

ادبیات نرم بدرد من جی میخورد خلط خلط میشه مثل اون سند شایدحقم با ادبیات خشن گرفته میشه خلاصه اظهارت ان مقام نسخه چاپيارسال به دوستان رئیس دانشگاه علوم پزشکی سینا چابهار: شایعات ناآگاهانه تعطیلی رشته پزشکی دانشگاه سینای چابهار بی‌اساس است خبرگزاری ف ...: رئیس دانشگاه علوم پزشکی سینای شعبه دانشگاه بین‌المللی چابهار گفت: مخدوش کردن افکار عمومی و جوسازی عده‌ای ناآگاه و منافع طلب برای تعطیلی رشته پزشکی دانشگاه سینا چابهار پایه و اساس ندارد. ......که علوم پایه را در چابهار و دوره بالینی را در مرکز استان طی می‌کنند. مرکز استان کجا ست شایعه چیست واقعیت چیست ؟

رحیم

نمیدانم چی بگم اما بسیارزمانی است که این درد را بردوش خود احساس می کنم وگاهی مثل یک بیمار سرطانی که امیدی برای درمانش نیست و دراین میان با دیدن آدم های سالمی که روزانه بی تفاوت از کنارشان رد می شوند و این رد شدن درد را بر سرش می کوبند ناامید می شوم. راستی واقعن تقصیر فقظ متوجه من بلوچ است که هیچ کس هویتم را نمیداند؟! و اینکه عاجز مانده ام در نشان دادن فرهنگ و هویتم که میگویند به درازای تاریخ است؟! چرا هیچ کس بلوچ را در کشورش نمی شناسد و این چنین غریب است و چرا آقای نوهان با بودن صدها و شاید هزارها وبلاگ هنوز دردمان همان است ناشناس بودن هویت بلوچ؟ پس وبلاگ ها چکارکرده اند که هنوز دغدغه مان همان است شاید هیچ کار،جز رجزخوانی برای همان بلوچ رجزخوان رجز دوست