و اینک انسان از زبان نقاش بلوچ

نوهان

انسان زنده است تا روایت کند.هر روز زندگانی بشر ترجمان لحظه های حیات این موجود دوپای کله شق بر روی این کره ی خاکی است.مخلوقی حق به جانب که خود را اشرف کائنات می داند و از این رو معادلات عرصه گیتی را تنها از زاویه دید خود تفسیر و تعبیر می کند.در این بلبشو چیزی فرای منطق افسار گسیخته انسان همواره به طرز ماهرانه و زیر پوستی جریان داشته است و هرازگاهی سر از گریبان بر آورده و به ترفندی حیات بشری را رونق داده است،چیزی که آن را هنر می نامیم.اینکه بگوییم هنر توانا ترین مولفه ایست که به روایت های ما رسمیت می بخشد گزافه نگفته ایم.

بعدازظهر یک روز گرم از فصل بهار است،چند روزیست کتابخانه ی عمومی شهر ایرانشهر مهمان نقاشی های استاد «کریم آرمون» است. وعده دیدارمان در بنای بی رنگ و بتن اندودیست که به شکل ساده ای مدور ساخته شده است.محفل محقر اما باصفایی برقرار است با تابلوهای کوچک و بزرگی که فقط چیده شده اند که دیده شوند.آدم را به یاد شاگردان مکتب خانه ها می اندازد که آرام و سر به زیر و مظلوم گرداگرد هم دو زانو نشسته اند،مگر پیش آیی و پرسشی کنی و آن وقت است که چهچه می زنند و حرف ها و قصه ها می گویند،گاهی موزون و ردیف و گاهی بی وزن و سپید.

کریم در وسط سالن روی صندلی چوبی آرام نشسته و صدای پای بازدید کنندگان روی زمین برایش تداعی کننده صدای تاشت قلمو بر روی بوم نقاشیست.بوی غریب رنگ و روغنی که از طرح ها و نگاره های آشنای محلی به مشام می رسد برای مخاطبان بلوچ گویا جذابیت خاصی دارد و در جلوی تابلوهای مدرن اما گویی چیزی را می خواهد بجوید فراتر ازخودش را و این همان تعبیریست که کریم آرمون از نوع بشر بیان کرده است.

نمایشگاه"و اینک انسان"می خواهد از انسان معاصر و از دوگانگی بودن و نبودن در دنیای امروز سخن بگوید.سوژه تمام آثار انسان است که به دو دسته تقسیم می شوند.بخشی که روایتی عینی و بر گرفته از زندگی روزمره بلوچ است و نشان دهنده گوشه ای از زیست ساده و روستایی این مردمان می باشد و بخشی از تابلوها که توسط انسان هایی بی هویت و گاها فرا جنسی با قیافه هایی دفرمه تسخیر شده اند. زبان این دسته از آثار زبانی ذهنی و وهم آلود است که برخاسته از ضمیر ناخودآگاه شخص نقاش(کریم آرمون)است.بیان دریده و بی پروا و نمایش درونیات سوژه های انسانی نقاشی ها به قدری محور و اصل خلق آثار قرار گرفته که فرم و رنگ کمتر توان خودنمایی داشته است.هرچند آنها نیز به طرز منطقی در بیان تعابیر فلسفی نقاش به کار گرفته شده اند.

زن در اکثر تابلوها خودنمایی می کند نه به آن صورتی که آشنای مخاطب باشد!بلکه هنرمند سعی داشته روایتی بدون محدودیت ارائه بدهد و جنبه ای از جنسیت را به تصویر بکشد که به نیمه پنهان جامعه معاصر ما می ماند.نیمه تاریکی که همواره سایه به سایه همراه ما بوده است اما کمترین شناخت و توجه را به آن داشته ایم.برهنگی زنان و این نوع از تصویرگری را می توان اشاره به آسیب پذیر بودن زنان در تفکر غالب جوامع دانست و عصیان خاموش آنها بر علیه این نظالم فکری تلقی کرد. کریم آرمون قصد دارد با این نوع بیان با زبان هنر به اجتماع پیرامون خویش بگوید فرای نگاه جنسی می توان حجاب ها و پردها یی که بر واقعیت جامعه امروز کشیده شده است را برداشت و و با توجه به اصالت انسان تعبیری عینی تر از آن را تجربه کرد.

/ 1 نظر / 27 بازدید
فرید

بسیار خوشحال شدم از این خبر،مهمتر از برپای صرف یک نمایشگاه و نمایش نقاشی ، مضمون تابلوها و زاویه دید فوق العاده شجاعانه و جسورانه این نقاش است.دوستان بندهای محدودیت را باگشاید و تف بر صورت خصم بیاندازید!