بومی گرایی و چالش های مدیریت نیروی انسانی در سیستان و بلوچستان

نوهان

سرکار خانم اربابی معاون محترم مدیریت و توسعه نیروی انسانی استانداری سیستان و بلوچستان در صفحه شخصی فیس بوک شان سوالی با عنوان "تعریف شما از بومی چیست و به چه کسی بومی می گویید؟"را مطرح کردند که طرح آن با توجه به داغ بودنش در استان قابل تامل و توجه است.کلمه بومی از آن دست واژه هایست که در حوزه جغرافیایی استان ما می توان پیرامون آن کتاب نوشت. پدیده ای که پس از تثبیت بروکراسی دولتی در این منطقه و با توجه به دو قطبی بودن قومیت و مذهب تبدیل به کلید واژه ای استراتژیک با بار سیاسی و ایدئولوژیک شد و شاید بتوان گفت تعریف معمول اجتماعی آن کمتر مورد توجه است.اینکه واژه بومی و غیر بومی نقل محافل مختلف است تازگی ندارد اما با این وجود هیچگاه شاهد مطالعه و پژوهش جدی در این زمینه نبودیم.عده ای با حذف صورت مساله و اینکه در عصر متجدد امروز بیان آن فاقد اعتبار و فایده است و یا در حاکمیت اسلامی و ایرانی دامن زدن به این بحث به صلاح نیست و منجر به تفرقه است و یا تمام شهروندان یک استان هستیم وتعریف بومی برای همه صدق می کند بنابراین بسط آن جایگاهی ندارد و موارد متعدد دیگر باعث شدند امروز درجایگاهی باشیم که بیش از پیش پرداخت به تعریف بومی و غیر بومی مورد نیاز باشد چرا که تجربه نشان داده است جدی نگرفتن و نپرداختن به آن از زوایای کارشناسی می تواند منجر به پیچیده شدن بسیاری از معادلات اجتماعی و فرهنگی در استان باشد.

استان سیستان و بلوچستان که قبل از انقلاب از محروم ترین مناطق کشور بود پس از انقلاب مستضعفان یا همان انقلاب اسلامی به تحقق شعار عدالت،برابری و توزیع عادلانه ثروت امیدوار شد.فقدان بسترهای اقتصادی،صنعتی آموزشی و فرهنگی حتی به لحاظ کمی از یک طرف و سیاست های تمرکز گرایانه در مرکز در دوران شاهنشاهی می رفت تا با شکوفایی و توسعه همه جانبه این استان پهناور در دوران انقلاب اسلامی همراه باشد.تغییرات اجتماعی گسترده متاثر از انقلاب اسلامی و توسعه مذهبی،ناگزیر بسترهای فرهنگی خودجوشی متناسب با گرایشات مردم منطقه را سبب شد.اما آن بخش از توسعه که متولی اصلی آن بخش دولتی است در این استان نتوانست همگام با سایر استان های کشور پیشرفت داشته باشد و همین امر سیستان و بلوچستان را به لحاظ شاخص های توسعه ای در وضعیت نامطلوبی قرار داده است.پس از شکست سیاست های اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد و عدم توزیع عادلانه ثروت،وضعیت بسیاری از مولفه ها و مهمترین آن اشتغال در استان در وضعیت هشدار و بحرانی قرار گرفت.از همین جهت با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و شعار توجه ویژه به اقوام و اقلیت های مذهبی و توسعه معیشتی و اقتصادی تحلیل گران سیاسی و اجتماعی شانس دوباره ای برای استان هایی چون سیستان و بلوچستان قائل شدند.

مطالبه اصلی مردم استان رفع محرومیت و توسعه همه جانبه بود که در مورد بلوچ ها گزینه رفع تبعیض قومی و مذهبی نیز پررنگ بود.شاید همین نکته را بتوان وجه تمایز مطالبات شهروندان بلوچ و سیستانی از دولت حسن روحانی دانست.تغییرات مدیریتی و ساماندهی و توزیع نیروی های مدیریتی و اجرایی از اولین اقدامات معمول هر دولت است.حال اگر به وجه تمایز مطالبات استانی که دغدغه های قومی و مذهبی بلوچ هاست بپردازیم می توانیم به جواب سوال ابتدایی مان برسیم.نمی خواهم به شرح و تفصیل به این مطلب کلیشه ای بپردازم و به این بسنده می کنم که سیاست ها و نگاه های مدیریتی محدود در استان به مرور به رشدی نامتوازن توسعه نیروی انسانی درمناصب دولتی،مدیریتی و اجرایی استان به نفع یک قومیت یا گرایش مذهبی منجر شده است.ادامه این وضعیت با گسترش فن و تخصص و کارشناسان علمی در بین جوانان بلوچ و افزایش بی سابقه تقاضای شغل منجر به پدید آمدن رقابت و حساسیتی تاریخی و داغ شدن اصطلاح بومی و غیر بومی برای بقا در این نسل متاخر شده است.نسلی که با استقبال از بسترهای آموزشی فراهم شده پس از انقلاب چشم انداز خود را در مشارکت ملی و محلی و سهم داشتن در توسعه کشور ترسیم کرده است و برخلاف گذشته حتی گوشه چشمی هم به بازار کار یدی کشورهای حاشیه خلیج فارس ندارد.

تمام موارد فوق دست به دست هم داده است تا معدود فرصت های شغلی در استان با رقابت جدی و سیل عظیمی از فارق التحصیلان بی کار همراه باشد.حافظه و مستندات تاریخی،کمیت و کیفیت جذب و بکارگیری ظرفیت های انسانی و ضریب کمتر توفیق اقلیت های قومی و مذهبی و موانع و فیلترهای متعدد پیش روی شان آنها را بدبین ساخته است بخصوص اگر جذب در ارگان و نهادی وابسته به دولت باشد.در کنار آن عدم شفافیت و شیوه های نامتناسب جذب و آزمون های استخدامی در استان به مباحث بومی و غیر بومی یا بهتر بگوییم خودی و غیر خودی دامن زده است.به عنوان مثال تا زمانی که شاهد بکارگیری یک طرفه برخی اقوام و شهروندان در برخی مناطق استان باشیم و عده ای محروم از فرصت های شغلی در سایر شهرها نباید انتظار حسن نیت و ترویج شایسته سالاری در توزیع عادلانه نیروی انسانی در استان را داشته باشیم.اگر از همه ضوابط و آئین نامه ها و قوانین بگذریم به لحاط عقلانی و منطقی پذیرفته نیست که نیروی جوان و متخصص و آماده بکار یک منطقه یا شهر دستش ازمعدود فرصت های شغلی بیخ گوشش کوتاه باشد و انتظار داشته باشیم شاهد رقبای میهمانی که از شهر و دیاری دیگر با همان ظرفیت های وی صاحب شغل و درآمد شده اند باشد و ناهنجاری فرهنگی و اجتماعی به وجود نیاید! هر منطق و وجدانی که به راحتی از این وضعیت بگذرد نامعقول و هر قانون و آئین نامه جذب و توسعه نیروی انسانی که آن را تایید کند از دید شهروندان آن شهر فاقد اعتبار است.البته با تمام این موارد در این بحث تاکید نباید بر روی قومیت و مذهب باشد و تاکید بیشتر بر روی حق شهروندی و کسی است که با استفاده از امکانات و زمینه های آن شهر و منطقه صاحب ظرفیت و در نتیجه حق شده است و ناگزیر باید در اولویت سیاست های مدیریتی نیروی انسانی و جذب در فرصت های شغلی قرار بگیرد.در پایان باید گفت در مناطق کمتر توسعه یافته ای چون سیستان و بلوچستان قوانین و سیاست های کلی باید در جهت تبعیض مثبت و توزیع عادلانه و منطقی فرصت های اجتماعی،سیاسی،معیشتی و فرهنگی برای تمام شهروندان  استان باشد.

/ 4 نظر / 159 بازدید
بلوچ

سلام بر مرد بزرگ . موفق باشید .

روحی

سلام . درود بر شما . عالی بود .

تاج بخش

داستانی از نویسنده ای تازه کار در وبلاگ داستان بلوچ گذاشته ام، لطفا نگاهی و نظری بهش بنداز.

دهقانی فرازچابهار

باز هم مهــر و شروع مــدرسه بازهم مشق و حساب وهندسه بازهم صدشوق خواندن دردلم ریشه ی علم نشاندن دردلم باز هــم آقـا معلــم در کلاس میزند گل خنده ای ازجنس یاس آه ای پیغمـبر دل هـای مـا آب پاک و روشن گل های ما ای به لب های تو نون والقلم ای معلم معـدن جود و کرم ازشـکوه علم تـو دل، جاودان طفل دل ازشوق تو آمدبه جان باغبان باغ علمی و کلام بی تعارف ای معلم صدسلام ناخدای کشتی علم وشعور ای چراغ روشن ای دریای نور میدهی توجان به جسم چون کویر با کــلام روشنت آقــامــدیـر بوسه های عشق مابردست توست هستی ماازشکوه هست توست می دهـد بابای خـــوب مدرسـه شاخه شاخه گل به ما یک دو وسه ای همیشه مهربان بابا سلام صدتشکر ای صمیمی بامرام آسمان علم امشب روشن است