خشونت برادر ناتنی بلوچستان!

نوهان

 مقدمه ای بر خشونت در بلوچستان

این روزها در موقعیتی قرار گرفته ایم که تحملش دشوار و ملال آور است،اینکه هر روز به جای اینکه بذر امید در دلمان جوانه بزند از قساوت و سنگ دلی این موجود دوپا بشنوی و رسانه هایی که سوژه ی داغشان توحش و خشونت لجام گسیخته و جنگ و قتل و غارت بشر است! گویی از شرارت خلاصی نیست و این رویه به جزئی جدایی ناپذیر از وجود آدمی بدل گشته است!

نمیدانم چرا نام بلوچ و بلوچستان به نوعی تداعی کننده خشونت شده است؟!پس از جستجوی علت در برخی منابع علمی از یک دیدگاه می توان به این نتیجه رسید که عصبیت و خشونت می تواند زائیده قدرت یا ضعف باشد، آنجا که زیر دستی دم دست است و منطق و آگاهی حضور ندارد خطر پایمال شدن حقوق انسانی قوت میگیرد. همچنین اگر انسان نتواند چیزی برای عرضه و ابراز وجود داشته باشد خود را در موضع ضعف پیدا خواهد کرد و این استیصال بر وی  رنج و درد را به ارمغان می آورد که ناگزیر زندگی سایر افراد جامعه را نیز متاثر می سازد. انسانی که توان خلق و آفرینش ندارد و نمی تواند قدرت بشری خود را در جهت کمال و آفرینش طبیعی و فطری بکار گیرد به گونه ای معکوس عمل میکند و قدرت شرارت را دستاویز ناکامی های خود قرار میدهد یعنی نابودگری که نتیجه ی نهایی آن زوال تمدن و حیات است. عدم وجود دانش و آگاهی و زمینه های لازم برای نیل به آرزوهای طبیعی بشر همچون رفاه و معیشت مطلوب و حس ارزشمند بودن ناکامی و سرخوردگی فردی و اجتماعی را به دنبال دارد و شاید بتوان گفت همین عاملی برای گرایش به خشونت و عصبیت در منطقه بلوچستان باشد.

با جستجوی نام بلوچ در منابع مختلف همچنین فضای مجازی اکثریت یافته ها به نوعی به خشونت بسط و ربط پیدا می کند، از درگیریهای اشرار و باندهای قاچاق تا گروه های بنیادگرا و افراطی خشونت طلب و پارتیزان های قومی، گویی همه چیز دست به دست هم داده تا خشونت و عصبیت جزئی از هویت قوم بلوچ باشد! حتی طبیعت آن هم به خشک و خشن معروف است. بیابان ها و دشت های بی آب و علف و سوزان،کوه های تفتیده و کبود، طوفان های شن و باران های سیل آسا همه و همه شمشیر را از رو بسته اند. اما هنگامی که زنان و مردان و کودکان بلوچ با دقت می نگری،در آن چهره های خاکی جز صمیمیت و مهربانی نمی یابی. دست هایشان جز به تکریم و خدمت مهمان نمی جنبد و چشمهایشان جز به هم پیمانی و همراهی برقی ندارد. مسلک و آداب بلوچ در کنار تمام ناملایمات و جبرهای طبیعی و تاریخی مرامی انسانی و پسندیده است.

بنابراین علت رویدادهای خشونت بار بلوچستان چیست؟! انسانها در سیر تکاملی خود و بقا در طبیعت همواره در جهت افزایش توان روحی و جسمی خود کوشیده اند و با گسترش اجتماعاتشان،تسلط بر منابع و دستاوردهای همنوعان خود را راهی میانبر و منطقی برای تقویت و بقای خود بحساب آوردند از این رو جنگهای و خشونت ها زیادی در طول تاریخ از همین جهت بوده است. در نمونه کوچکتر این فلسفه در بین اقوام و طوایف محلی هم حاکم بوده تا زمانی که انسان متمدن پا به عرصه گذاشته و نگرشش به توسعه و دستاوردهای بشری همراه با تغییری بنیادین شد. قانون انسان های بدوی کشتن و نابود کردن برای زنده ماندن بود اما انسان متمدن راه حیات را در آبادانی و آفرینش جستجو می کند. قوم بلوچ در فراز و نشیب های تاریخی و اجتماعی بر خلاف ظرفیت های بالقوه خویش نتوانسته همگام با دنیای امروز توانایی های خود را شکوفا و عرضه کند و با اصرار به حفظ ساختارهای سنتی و ابتدایی در بطن خود از یک طرف و مواجهه با قرائت های متفاوت دنیای بیرون از طرفی دیگر دچار تضاد و شکاف شده است. نگاه از درون قوم بلوچ رویه ای درونگرا و انقباضی است و بقای خود را در استحکام خط و مش و پیوند معادلات طایفه و بزرگان آن می بیند. زمانی سرداران و خوانین اعمال خشونت و برخورد ستیزه جویانه برای گسترش قدرت و قلمرو زمین ها و چراگاه های قبیله را ترویج می دادند و پس از آن با قدرت یافتن مذهبیون همین نگاه به نوعی دیگر در مقابله با کسانی که نگاه غیر مذهبی یا حتی متضاد با گرایش مذهبی آنها داشتند شکل گرفت. از سویی تقسیمات سیاسی و تاریخی که منجر به زیست قوم بلوچ در سه حاکمیت متفاوت شده است بالقوه روحیه پرخاشگری و ناسازگاری را در صورت برآورده نشدن خواسته های آن قوم دامن زده است.

بنابراین منشاء خشونت در بلوچستان متاثر از عوامل درونی و بیرونی می باشد،هرچند این بحث پیچیدگی و ظرافت خاص خود را می طلبد اما وضعیت کنونی منطقه بلوچستان تا حد زیادی تایید کنند موارد مذکور است. برخی از زمینه های خشونت در جامعه می تواند محرک هایی عام داشته باشد که با نگرش زیستی قوم بلوچ ارتباطی ندارند. به عنوان مثال توسعه نیافتگی و اقتصاد و معیشت ضعیف، ناکارآمدی سیستم آموزشی و تربیت اجتماعی نامناسب و ... البته عوامل زیستی و نگرش یک ملت یا قوم در طی استمرار و توالی موثرهای یاد شده در ابتدای یادداشت شکل خواهد گرفت به نحوی که جزئی از حافظه ی تاریخی آن قوم بشود.

در کنار ذهنیت خشونت طلبی که تلاش برای سرپوش گذاشتن بر ضعف و سرخوردگی ها دارد و ذهنیت سلطه گر از موضع قدرت نباید از نگاه ابزاری به خشونت هم غافل شد،بدین معنی که امروزه توسل به خشونت و ایجاد ناامنی ابزاری کارآمد برای جناح ها و گروه هایی است که بتوانند از فضای به وجود آمده بهرجویی کنند. معمولا هدایت گران آن سیاست مداران،باندهای مافیایی قدرت و گروه های سیاسی هستند و بازوی اجرایی آن هم مزدوران یا افراد و گروه های فاقد توان فکری و روحیه انسانی می باشند.اگر خشونت های طایفه ای در بلوچستان را مستثنی کنیم و در تعاریف قبلی به حساب بیاوریم،قریب به اتفاق خشونت ها که با شعار مذهب (بنیادگرایی) و ملی گرایانه (جدایی طلب) اتفاق می افتد در دسته آخر قرار میگیرند. نگاه از بیرون نیز خاسته یا ناخواسته بر خشونت های داخل منطقه بلوچستان موثر بوده است. نداشتن برنامه برای رفع محرک های عمومی که منجر به رفتار خشونت آمیز می شود از یک سو و سستی در برقراری تعامل و گفتمان دوطرفه که اعتماد به نفس،آرامش و کرامت به معنای واقعی را به قوم بلوچ بازگرداند از سویی دیگر تعارضاتی هستند که باید مرتفع شوند.

هرچند امروز خشونت برچسبی نا به حق برای قوم بلوچ است و به بیانی برادر ناتنی آن خوانده میشود،اما باید اعتراف کرد شرایط ویژه منطقه بلوچستان را به این سمت سوق داده است.بنابراین توجه به ریشه های زیستی،تاریخی و اجتماعی آن ضرورتی است که پژوهش های علمی و کارگروه های تخصصی را جهت زدودن خشونت از چهره منطقه می طلبد.

/ 11 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سازین

خسته نباشید گاهی اوقات به افرادی که از بلوچ و بلوچستان میترسند و هراسی در دل دارند حق می دهم چون خود نیز گاهی از همشریان خود میترسم ، ترسی که همراه با اسلحه و خون و جنگ و زور و ... است. ترسی که نمیدانم از کجا نشات گرفته از دیدن اسلحه و جنگ و دعوا یا از دیدن خون انسانهای بیگناه. میتوانیم امیدوار باشیم که روزی بلوچستان ما هم در ارامش باشد و در این ارامش بسوی پیشرفت حرکت کند و دیگر هموطنانمان بدون هیچ هراسی پای در بلوچستان بگذارند و ترس از دست دادن جان را در دل خود نپرورانند. میتوانیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همه با هم

سلام مطلب شما درسایت مرکزی استان سیستان و بلوچستان (همه با هم )با ذکر منبع درج شد . لینک مطلب شما: http://baham91.ir/?p=12150 درصورت به روز رسانی لینک مطالب خود را برای ما ارسال نمایید منتظر مطالب ارزشمند شما دوست عزیز هستیم امام علي سلام الله علیه: غايَةُ الدِّينِ الأمرُ بِالمَعرُوفِ والنَّهيُ عَنِ المُنكَرِ و إقامَةُ الحُدودِ غايت و هدف دين ، امر به معروف و نهى از منكر و برپاداشتن حدود است غررالحكم : ح ۶۳۷۳ / میزان الحکمه : ج7، ص320

خط اول

با سلام مطلب شما در سایت خط اول (اخبار دانش آموزی سیستان و بلوچستان)منتشر شد. لینک مطلب شما : http://khateaval.ir/?p=39533

حامد

سلام استاد بسیار عالی و موشکافانه بود و بدور از تعصب لذت بردم به امید روزها ی خوب خداوند یاورتان باد ایشالا

هامون

سلام و درود. این اولین مطلبی است که از شما خواندم و بسیار خوشحال خواهم شد همه ی هم استانی های بلوچ من مانند شما از بیان منطقی بهره ببرند و کمتر متوسل به زور شوند کما اینکه این قوم سلحشور افراد فرهیخته نیز کم ندارد. من معلمی هستم از سیستان که افتخار خدمت به هم استانی هاییم را در میرجاوه دارم و بارها سعی میکنم سوای درس ذهن دانش آموزانم را از افکار تند و درگیری دور کنم و بهشان مهر و محبت و دوستی و برادری بیاموزم تا باعث شوم که استانمان پیشرفت کند و همه در کنار هم با آرامش زندگی کنیم. خدا به تعداد افرادی چون شما که اهل قلم هستید و می توانید موثر باشید در بالا رفتن سطح آگاهی و کنار زدن بعضی تعصبات و درگیری ها ؛ بیشتر کند. برای شما توفیق بهترین ها را دارم. با احترام فراوان.[گل]

هامون

سلام و درود. این اولین مطلبی است که از شما خواندم و بسیار خوشحال خواهم شد همه ی هم استانی های بلوچ من مانند شما از بیان منطقی بهره ببرند و کمتر متوسل به زور شوند کما اینکه این قوم سلحشور افراد فرهیخته نیز کم ندارد. من معلمی هستم از سیستان که افتخار خدمت به هم استانی هاییم را در میرجاوه دارم و بارها سعی میکنم سوای درس ذهن دانش آموزانم را از افکار تند و درگیری دور کنم و بهشان مهر و محبت و دوستی و برادری بیاموزم تا باعث شوم که استانمان پیشرفت کند و همه در کنار هم با آرامش زندگی کنیم. خدا به تعداد افرادی چون شما که اهل قلم هستید و می توانید موثر باشید در بالا رفتن سطح آگاهی و کنار زدن بعضی تعصبات و درگیری ها ؛ بیشتر کند. برای شما توفیق بهترین ها را دارم. با احترام فراوان.[گل]

shadi aluch

سلام مطلبی مفید و بیانگر واقعیت موفق باشید.

shadi baluch

سلام مطلبی مفید و بیانگر واقعیت موفق باشید.

حمید

لقمه حرامی که میخوریم آدم رو قصی القلب میکنه

بلیده ای

سلام.ازمطلبت استفاده بردیم