مقدمه ای بر توسعه فرهنگی در بلوچستان

نوهان 

در نوشته های پیشین به ضرورت توسعه دانش فرهنگی توسط اهل اندیشه و قلم بدستان بلوچ اشاره کردم،و در یادداشت کنونی به شرح تعاریف،آسیب ها و راه کارها می پردازم.

تعاریف

توسعه: می تواند با پیشرفت جوامع انسانی مترادف باشد،همچنین درک بالای جامعه،گام برداشتن در جهت مولفه های دنیای مدرن و تکامل یافته نبز از آن استنباط می شود.

دانش:ساختاری سازمان یافته است،که خروجی آن فرایند تولید می باشد.

فرهنگ:در بحث ما مجموعه باورها،اخلاقیات و عادات مردم که در مفهوم کلی «سبک زندگی» مردم را در بر می گیرد.* فرهنگ امری معنوی است که در امری مادی تبلور یافته؛و از آن جهت که مادی است،همگان در مفهوم تکامل یافته تر می توانند آن را تجربه کنند و به آن دلیل که معنوی است،باید تفهیم و تفسیر شود. *(از دیدگاه فرهنگ و انسان شناسی)

بنابراین نمی توان ادعا کرد،تنها متخصصان حیطه جامعه شناسی یا علوم انسانی باید به این حیطه وارد شوند.بلکه کل حوزه زندگی انسانی را در بر می گیرد و مفومی ویژه علوم اجتماعی نیست، لذا تولید دانش فرهنگی اجماع همه ی اهل فن و نخبگان در زمینه های مختلف را طلب می کند.

جایگاه توسعه فرهنگی در جامعه بلوچستان

شاید عده ای بر این باور باشند،که توسعه فرهنگی لازمه توسعه اقتصادی است. و در جامعه ی بلوچستان که با فقر و بی عدالتی روبروست،سال ها طول خواهد کشید تا بخش توسعه بتواند با گسترش افق خود فرهنگ را نیز شامل شود.در پاسخ این عده باید گفت؛نگرش ما در این بحث نه تقویت جامعه فرهنگی،بلکه تقویت جامعه از طریق فرهنگ است،که در نتیجه آن فرهنگ ابزاری در رسیدن به اهداف توسعه انسانی است.و نباید فراموش کنیم که در جریان مدرنیته غرب بسترسازی مناسب، فکری ـ فرهنگی زمینه ساز شکوفایی علمی ـ صنعتی ـ سیاسی و اقتصادی شد.

فرهنگ ماهیتی جمعی دارد و ظهور آن در طی زمان صورت می پذیرد،فرهنگ می تواند در بستر جامعه بنشیند و بر روی تمام اجزاء و عناصر جامعه تاثیر بگذارد. از این رو بررسی ساختار و محتوا و برنامه ریزی و تعریف چشم اندازی متناسب با هویت و ریشه ها و ارزش های جامعه بلوچستان در جهت توسعه فرهنگی انکار ناپذیر است.

دیگر آنکه مشاهدات نشان می دهد متولیان فرهنگی و نهاد های دولتی توجهی به توسعه فرهنگی با رویکردی هدفمند و بلند مدت برای منطقه بلوچستان متصور نیستند. و همین نگاه زمینه را برای رشد ناهنجاری های اجتماعی و رنگ باختن هویت بومی فراهم ساخته است. دست اندرکاران و برنامه ریزان توسعه هنوز به درک درستی از جایگاه و نقش فرهنگ و هویت بومی در الگوی توسعه پیدا نکرده اند.امروز شاهد هزینه های اجتماعی بسیاری در بلوچستان عقب افتاده از نظر فرهنگی هستیم،اتفاقی که در دهه 60 میلادی در دنیای رو به توسعه نهادینه شد؛ و آنها امروز شاهد جوامعی پویا و تکامل یافته هستند.با چنین چشم اندازی توانستند از دوران تاریخی و سنتی به دوران جدید وارد شوند.جریانی که تمامی ابعاد زندگی مردمان آن جامعه را متحول و به جامعه ای نو مبدل ساخته است.بنابراین برنامه ریزی برای توسعه فرهنگی و شکوفایی جامعه بلوچستان یک ضرورت و عامل اثر بخش می باشد.

آسیب شناسی فعالیت های فرهنگی در بلوچستان

با دقیق شدن به سابقه و تاریخچه ی فعالیت های فرهنگی و هنری و اجتماعی در بلوچستان به موارد شاخص و اثرگذار به معنای واقعی بر نخواهیم خورد.البته منکر فعالیت های انجام شده توسط برخی دلسوزان و اهالی فرهنگ و هنر نیستم،به عنوان مثال نام های آشنایی چون استاد طائر،دینارزهی،استاد اسپندار،مولوی روانبد،مهتاب نوروزی، اشرف سربازی و ... همچنین کتب و آثاری که در چند سال اخیر  در رابطه با ادبیات و فرهنگ بلوچ خلق شده است،منجمله آثار دکتر جهاندیده،استاد یادگاری،انور بیجارزهی،و عبدالواحد برهانی و دیگر عزیزان فعال فرهنگی،ادبی و هنری را می توان نام برد،جشنواره ها و همایش ها که هفته فرهنگی در پایتخت و دختران سرزمین آفتاب در ایرانشهر، از برجسته ترین آنها است. و در موازات آن، فعالین عرصه مجازی که به ترویج هویت بومی می پردازند.

همه این حرکت ها فارغ از هر نسل و دوره نشان دهنده وجود اندیشه و پتانسیل های قوی در بلوچستان است،که با گذر زمان و در مقطع کنونی رشد کرده و گسترش یافته است، و هم اکنون ادعای استقلال ایدئولوژیکی و شخصیتی دارد.نسلی پویا و پیشرو که مستعد،گذار از کلیشه های سنتی و گام نهادن در فضایی جدید برای تجربه های نو می باشد. و توانایی اثر بخشی بر جامعه بلوچ را در خود می بیند. اما براستی چنین فعالیت هایی با این بازخورد سرزمین تشنه بلوچستان،اهل اندیشه و قلم و نخبگان نجیب و مردم رنجدیده و صبور بلوچ را مرهم و تسلی خاطر است؟ آیا قدرت به حرکت درآوردن چرخ های زنگاربسته فرهنگ،ریشه ها و ارزشهای حقیقی و غبار گرفته ی جامعه بلوچ را دارد؟ پاسخ حقیر به این پرسش ها «خیر» است. اما چه باید کرد؟ در نهایت برای جمع بندی مطالب به صورت مختصر و تیتر وار آسیب های این جریان را بیان می کنم.

ـ برداشت سطحی و عدم درک صحیح از فرهنگ حقیقی مردم بلوچ

ـ نداشتن اولویت و برنامه ی مدون در عرصه فعالیت های اجتماعی،فرهنگی و هنری

ـ بی توجهی نهادهای دولتی به شناسایی،حفظ و احیاء فرهنگ و هویت بومی

ـ عدم تعهد نخبگان بلوچ به تصدی و اجرای سیاست های فرهنگی و اجتماعی به صورت فعال و اصولی

ـ کمبود و پراکندگی منابع مکتوب  فرهنگی و عدم دسترسی مطلوب به آنها

ـ فعالیت افراد فرهنگی نما و دلال در عرصه فرهنگ و هنر بلوچ و سوء استفاده از آن

ـ بی توجهی به داشته های هویتی و فرهنگی و توجه به کمبود ها و کاستی ها

ـ روابط عمومی ضعیف و ناتوانی اهل فرهنگ و هنر،در جذب حمامیان مالی و درآمد زایی

ـ تبلیغات محدود و ناکارآمد در عرصه فرهنگ،هنر،تاریخ و ادبیات بلوچ

نخبگان بلوچ و جهت دهی به تولید دانش و توسعه فرهنگی

 علاقه مندانی که بحث های مطرح شده در وبلاگ نوهان را دنبال می کنند،متوجه شده اند که دغدغه های مطرح شده در مسیر جلب نظر صاحب نظران و پتانسیل های فکری و ابزاری بلوچ برای پرداختن عینی و ملموس به امر توسعه فرهنگی و انسانی جامعه بلوچستان می باشد.در نتیجه باید به موارد زیر برای جهت دهی دانش فرهنگی و مقدمه چینی برای تحولات عینی در ساختار جامعه بلوچ را در نظر داشته باشیم:

ـ شرایط فعلی،مطلوب و مناسب نیست؛

ـ بهبود وضعیت،به خودی خود صورت نمی پذیرد؛

ـ رسیدن به وضعیت مطلوب؛ نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد؛

ـ برنامه ریزی دقیق، منوط به اجماع میان نخبگان ابزاری و علمی است؛

ـ خروج از شرایط نامطلوب موجود و حرکت به وضعیت مطلوب امکان پذیر است.

در یادداشت های فوق به ظهور نسلی فکری در بلوچستان اشاره کردم،که به پشتوانه همین خصوصیت ایدئولوژیکی،تلاش برای رسیدن به خط مقدم معادلات اجتماعی و فرهنگی را دارد،و نجواهای اعلام موجودیتش در گوشه و کنار و بیشتر در فضای مجازی به گوش می رسد. در تئوری همه به موارد ذکر شده در تیتر های فوق اجماع نظر دارند، و این مقاله می تواند مقدمه ای برای فتح باب عرصه عملگرایی باشد.اما برای جمع بندی به صورت محدود چند راه کار ارائه می دهم.

ـ تحقیق و پژوهش برای ایجاد اندوخته فرهنگی مکتوب و علمی

ـ برنامه ریزی و هدف گذاری بلند مدت،تحت عنوان چشم انداز توسعه فرهنگی؛

ـ تشکیل گروه های فکری، از بین صاحب نظران و نخبگان در هر منطقه از بلوچستان؛

ـ تبادل نظر و ارتباط موثر با گروه های فعال دیگر مناطق بلوچستان؛

ـ تعهد و انجام فعالیت های گروهی و جمعی تحت زمانبندی مشخص؛

ـ رصد استعدادها و پتانسیل های منطقه و بکارگیری از توان علمی و عملی آنها؛

ـ توجه به مطالبات مردمی و داشتن قدرت جاذبه عمومی؛

ـ تشکیل بنیاد های حمایت از نخبگان و فعالین عرصه فرهنگ و هنر بلوچ؛

ـ حرکت در مسیر هنجار های اجتماعی در کنار فرهنگ سازی عمومی.

 در پایان متذکر می شوم حضور نخبگان،متخصصان و تحلیلگران بومی بلوچ که آشنایی با فرهنگ و هویت بومی و ادبیات علمی منطقه بلوچستان دارند،برای توفیق در برنامه ریزی و گام برداشتن در جهت تولید دانش و توسعه فرهنگی اجتناب ناپذیر است. به امید بلوچستانی آباد و توسعه یافته.

 

 

 

/ 10 نظر / 5 بازدید
رازگو بلوچ

ببین نوهان باور این قضیه خیلی سخت است و همراه با نهایت تلخی که هیچ نهاد و انجمنی دولتی یا غیردولتی وجود ندارد که خود را طرف حساب مقاله شما بداند. هیچ فرد و یا گروهی هم وجود ندارد که عملا حس کند طرف خطاب آن شما هستید. حقیقت این است که ما در مرحله هیچ هستیم. مرحله صفر. شما دقیق و با جامع نگری قابل تقدیری موارد را برشمرده اید و با قالبی متمایل به مقالات دانشگاهی به موضوع پرداخته اید. البته من نمی گویم مقاله شما طرف خطاب ندارد. دراد. اما کسانی محدود و پراکنده اند که حتی با فرض این که اهل اینترنت و مقاله خوانی باشند که نیستند آنها اصولا هزار گام جلوتر از این اما و اگرها بوده و تمام زندگی و سرمایه عمرشان را پا ی آن ریخته اند و طبعا کار شان از این تحلیل ها بسی فرارت است. منظورم را احتمالا گرفته اید که کیستند: همان دلسوختگان کم سواد و مسن حوزه ادب و هنر و موسیقی بلوچ که هنر دارند و از زندگی هیچ ندارند. استاد طائر و دینارزهی و امثالهم ... اگر نه هیچ کس خود را مسئول نمی داند که بیاید بند بند نوشته شما راتحلیل کند و بگوید خب پس اینطور. حالا باید اینگونه کرد. امید دارم روزی نهادی تحقیقاتی مشترک تاسیس کرده و

مصطفی

از اون نوشته‌هایه که دوس دارم چاپ شده خط بکشم و بخوانم. اما بحث دارم سر خیلی موضوعات. چون هنوز خود مجاب به نوشتن دوباره در زمینه نقد و توسعه نشدم سعی می کنم فعلا بخوانمش.

مرز ارتباط

سلام در نوشته ای به این دغدغه تان پرداختم.

نسرین قربانی

سلام اقای نوهان عزیز. شبتون به خیر. نظر لطف شماست. اما فکر می کنم از کتاب های عباس معروفی خوشتون بیاد. سال های ابری از علی اشرف درویشیان. ابلوموف: گنجارف. کتاب های مسعود بهنود. سووشون: سیمین دانشور. کارهای مارکز. اسماعیل فصیح . محمد بهارلو. توصیه می کنم ساختار و تاویل متن از بابک احمدی را حتمن مطالعه بفرمایید. شاهکاره.

ایرندگان بزرك

نوهان جان سلام . مطلب جالبی كه هر وطن دوستی را به خود جلب میكند را نوشتی و ، موافقم . به نظرم هر جوان روشن این خطه این دغدغه ها را داشته باشد . البته مدتی زیادی بصورت كتبی ( مدرك موجود ) ، روابطی و اعتقادی مواردی را پیگری كردم . خداوند به شما جوانان خیر و بركت دهد تا به اهدافتان برسید . ضمنا در خصوص نظرتان در وب بنده كه بازه افتخلر دادی و سر زدی ، بنده و تمام عزیزان همفكر ایرندگانی در خدمت شمایم ، مردم ایرندگان مهمانوازند .در دامنه جنوب ، غرب و شمال غرب كوه بیرك قرار گرفته كه مرز سرحد و مكران این منطقه است . انشاا... در تعطیلات نوروز افتخار فرمایید كه در خدمتتان باشیم .

مصطفی

چن نکته به عنوان دو سنتی(CENTS) من: اول: ما (بلوچ) آنقدر در زمینه تولید اندیشه و جذب آن دچار کمبود(فقر) هستیم که عملا از هر نوع تولید آن توسط هر کسی استقبال کنیم حالا اگر این از جانب افراد آگاه جامعه باشد که چه بهتر. دوم: برخی از دوستان از سمت دیگر از بام می افتند و که انان دچار عقل محض (بحث فلسفی) می شوند و در همین نظراتی که در همینجا برخی از نمایندگان آن موجود هستند. چرا که نباید عقل عمل‌گرا را فراموش کرد. باید فلسفه‌ی سنتزی و مشرب کانتی را در موضوع تولید دانش فرهنگی مورد توجه قرار داد.(یعنی حرکت در دو سوی تولید و کاربرد) سوم: در موضوع آسیب شناسی از اینکه اولین موضوع را عدم شناخت فرهنگ دید واقعا جای تقدیر دارد. پس موضوع نقد و گسترش قارچ گونه بلاگرها که از فرهنگی چیزی دریافت نکرده و به طبع ان دورن نگری جامعه از منظر آنان کم نا به جا و شاید نابخردانه باشد. چهارم: همینی که هست[نیشخند]

بلوچمهر

درود بر شما به بهانه ی دیدار با دکتر محمود زندمقدم در تارنمای بلوچمهر گزارش کوتاهی تهیه شده است. شما را به خواندن آن دعوت می کنیم.

مجید دانشور

نداشتن اعتماد به نفس باعث میشه که خودمون رو از دیگران کمتر بدونیم واسه همین دست به انکار میزنیم. انکار بلوچ بودن انکار داشتن فرهنگ و... داشتن اعتماد به نفس کاذب باعث میشه خودمون رو از دیگران بالاتر بدونیم و هیچ نیازی به دیگران احساس نکنیم واسه همین دست به انکار دیگران میزنیم که این باعث میشه دیگران از ما گریزان باشن.

رازگو بلوچ

حرف های مجید دانشور همیشه برای من پرنکته و آموزنده بوده است. این یکی از همان نغز ترین هایش است: "نداشتن اعتماد به نفس باعث میشه که خودمون رو از دیگران کمتر بدونیم واسه همین دست به انکار میزنیم. انکار بلوچ بودن انکار داشتن فرهنگ و... داشتن اعتماد به نفس کاذب باعث میشه خودمون رو از دیگران بالاتر بدونیم و هیچ نیازی به دیگران احساس نکنیم واسه همین دست به انکار دیگران میزنیم که این باعث میشه دیگران از ما گریزان باشن. " به قول فیسبوکی ها لایک می دهم!

مجید دانشور

ممنون رازگو گرامی. من از نوشته های شما یاد می گیرم زوده که بگین سخن من آموزنده. نوهان این هایی که گفتم بیشتر از آن که مرحله باشند دو برخورد بلوچ با دیگران است که باعث ضربه خوردن بلوچ میشه