راز یلدا

نوهان

امشب یلدا بلند ترین شب سال است و من بعد از مدتها می نویسم،یلدا یادمان می آورد که سرما در راه است و برای گرم شدن باید کاری کرد و نیاکان ما آئین و رسم پسندیده ای برایمان به جای گذاشتند در طولانی ترین شب سال که با خود سوز و سرما دارد،شاید یلدا برای خیلی ها که راز آن را فهمیدند یادآور گرما باشد و بهانه ای برای با هم بودن و واقعیت هم همین است که داشتن اجاق و غذای گرم به تنهایی نمی تواند توشه سپری کردن زمستان سخت باشد و دل گرمی و شور و شوق و شادی عامل حیات و آسودگی ست.

سر شب با دو تن از دوستان وب نویس به ملاقات استاد عمر سامی رفتیم...سرباز 4 فرعی دوم سمت چپ درب پنجم،از ماشین که پیاده شدیم لرزی جانم را تکاند(جمله اقتباس شده از داستان میراث فرید کریمی) نه از خوف تاریکی کوچه و نه از هیبت خانه هایی که پنجرهای رو به کوچه شان مانند چشمان چغد محتضر می ماند و نه از درب های زنگار بسته که چون شاهدان زبان بسته محکوم به سکوت اند! انگار این لرز به خاطر حال و روز هنرمندی بود که مدت ها از او بی خبر بودم و شاید به دلیل حس رخوتی که یک آن از تجسم حال استادان هنرمند بلوچ در ذهنم تداعی شد باشد! اتاق پذیرایی یا اتاق کارش درهم بود، یعنی با هم یکی بود. کم نور بود اما حس کم رونقی نداشت،هرچند چراغ نفتی آن میان بود اما گرمابخش فضا نفس های بریده بریده استاد بود.چاق سلامتی کردیم و مختصر صحبتی و استاد به همین حضور دل گرم بود و ما از این همنشینی دل خوش،یک طرف تیر و تخته هایی که شاید بیماری استاد و من فکر میکنم بیماری فرهنگی ما مجال نداده بود جان بگیرند و به ساز تبدیل شوند و یک طرف ابزار و وسایل ساده و محقر ساخت ساز به چشم می خورد. بنجوی عنابی رنگ استاد سامی چشم های ما را به خود مشغول کرده بود که استاد خود حدیث مفصل خواند و شروع به نواختن کرد و همین کافی بود تا استاد باشد و ما و ساز و چای لب سوز و حالی دگر...و این چنین شد که فهمیدم گاهی در همین کوچه های زهوار در رفته شهرمان و در همین خانه های سیاه و خاکستری بی روح،مروارید هایی درخشان یافت میشود و به قول سهراب جان کافیست چشم هایمان را بشوییم و جور دیگر ببینیم...

آخر شب است فردا هم تعطیل نیست! اما این دلیل خوبی برای خوابیدن نیست،امیدوارم شما هم بیدار باشید یلدا بر شما مبارک.

/ 13 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن دهانی

سلام.دفعه بعد که رفتید دیدن استاد یا هر اهل هنری سلام ما دور افتادگان مرز رابرسانید. با ارزوی موفقیت برای شما .وصحت وسلامتی برای استاد

لاتحزن

" در آغاز زمستان ؛ هرگز زمستانی مباد بهار آرزوهایتان " خوش به سعادت همگیتون که توی این سرمای بی روح زمستون صله رحم به جا اوردین

روحی . وبلاگ ایرندگان بزرگ

سلام . عالی بود ، بروزم و منتظر حضور گرم شما .

باران بلوچ

درود استاد موسیقی بلوچستان را دریابید بروزم با مطلبی از نصیراحمدملازهی درباره استاد سامی

روحی . وبلاگ ایرندگان بزرگ

سلام بر نوهان بزرگوار ، وقت عالی بخیر ، با ما همراه باشید ، بروزم با مطلب جدیدی .

چیرکلا

سلام. یلدای کوتاه و سردی بنظر می رسد نوهان. شب بلوچستان یلدا تر از این قصه لرزِ ساکت و آهنگین است. اما گرمی روح تو حس بلندی درخود دارد. یلدای بلوچستان در دل این روح هاست عزیز. سپاس از متن قوی ات.

drod bar shoma

بلیده ای

سلام.خداحفظشان کند