حال این روزهای من...

 

وقتی تو نیستی

نه هستهای ما چونان که بایدند
نه بایدهای ما

مثل همیشه ،
آخر حرفم را
و حرف آخرم را
با بغض فرو می خورم

عمریست لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم
باشد
برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی شبیه همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند
شاید امروز نیز
روز مبادا باشد

...

 

قیصر امین پور

/ 8 نظر / 12 بازدید
مرز ارتباط

امروز وقتی سردی چله رخ نمود از دیروز خزان سخن گفت از زردی رخ خورشید! از سوالهایم آه کشید خموش شد ... بی گمان به روزی دیگر می اندیشید شاید روز مبادا ......

بالانچ

چو گلدان خالی لب پنجره ، پر از خاطرات ترک خورده ایم .

روحی

سلام برادر عزیز . بروزم .

رفیق

سلام با یادداشتی بر رمان جای خالی سلوچ اثر محمود دولت آبادی به روزم و منتظر حضور سبزتان هستم[گل]

ahamadbaloch

سلام خوشحال میشمبه سایت منم سربزنیولینک کنی کوتاهی نکن منتظرتمahamadbaloch.mihanblog.com

ahamadbaloch

سایتتون زیبا بودبه سایت منم سرزده ولینک کن منتظرتم پانااشید

جواد

آریایی شهر تو ایرانشهر