در پاسخ به کدام عملگرایی میگراید؟

نوهان

دوستان اهل مطالعه در فضای مجازی و علاقه مند به بحث های جامعه بلوچستان،این روزها شاهد بالاگرفتن مباحث نقد از درون و عملگرایی هستند. اما این یادداشت را پیرو مطلب دوست بزرگوارم مصطفی دانشور می نویسم، که بی ارتباط با سلسله مباحث قبلی خودم نبوده و گمان کنم بیان کننده اهداف ما از چنین گپ و گفت هایی باشد. اما بحث از کجا آغاز و جهت گیری مشخص تری پیدا کرد؟ باید بگویم بعد از اینکه مباحثی پیرامون تولد نسل جدید با روحیات خاص خود و پتانسیل هایی متفاوت با ادوار گذشته مطرح گردید و در ادامه به بحث نخبگان و بررسی و آنالیز دو نسل گذشته با نسل سوم نخبگان بلوچ  منجر شد. لازم دیدم چشم انداز و قابلیت های این نسل را به مباحثه بگذارم و برای بهبود و رفع کاستی ها وآسیب های پیش روی آن با دوستان و مخاطبان عزیز به تبادل نظر بنشینیم. طبق جمع بندی ها و دیدگاه هایی که رد و بدل گردید و شرح آن در وبلاگ دوستان و همین وبلاگ موجود است. به وجود هدف مشترک توسعه با محوریت مسائل فرهنگی و هویتی، اذعان کردیم. و این را خواسته اکثریت اقشار بلوچ به خصوص نخبگان و افکار پیشرو دانستیم. به موازات این مباحث و برای برون رفت از شرایط نابسامان کنونی و فرار از روزمرگی و برچسب های احتمالی آینده، خود را موظف به ارائه راهکار و سیاست گذاری در قالب "گفتمان قدرتمند و سازنده" دانستیم ، که فضای مجازی یکی از همین قالب ها می باشد.

این طبیعیست که در یک گفتمان سالم اختلاف دیدگاه وجود داشته باشد و با زمینه های عادلانه ای که در چنین مباحثی وجود دارد،نقاط افتراق به اشتراکات تبدیل شوند. بررسی نقاط ضعف، پردازش و حلاجی آنها و رسیدن به راهکار، حرکت پسندیده ای که آغاز شده و بازخورد آن در معرض افکار عمومی قرار گرفته است، تا برداشت صحیح خود را داشته باشند و در نهایت به پیرامون خود و جامعه تسری بدهند.

پس تحقیق، پژوهش و بررسی پیرامون چنین مباحثی خود نوعی عملگرایی به حساب خواهد آمد، اما برای تحقق اهداف "توسعه محور" ذکر شده ، نیاز به وسیع تر شدن میدان وحیطه عمل خواهد بود.

همانطور که در یادداشت "به کدام عملگرایی می گراید؟" بیان کردید و انواع گوناگونی از عملگرایی ذکر شد، راه های گام برداشتن در این میدان متنوع، اما رسیدن به نتیجه مطلوب دشوار است. پس مسلما نیاز به تعیین اهداف و ترسیم چشم اندازی گسترده ، یارگیری آگاهانه، رصد و شناسایی همفکران مصمم ،فراهم نمودن زمینه ها و ابزار مناسب و آسیب شناسی دقیق می باشد. تا بدین جای بحث مشخص شد که کدام یک از فرضیات شما در قالب اهداف ما نمی گنجد و کدام یک همخوانی بیشتری دارد. اما حتما در دنباله مباحثم به جنبه های مشخص تری اشاره خواهم کرد.

اما در قسمت پایانی یادداشت مصطفی دانشور چکیده بسیار بجا و خوبی  ارائه شد،که نشان دهنده مواضع آگاهانه ایشان است. و با شش مورد از نکات ارائه شده کاملا موافق هستم. در پایان ذکر یک نکته ضروری است، و آن اینکه مباحثی که مطرح می شوند، نه فراخوانی برای یارگیری و تعمیم دیدگاه، بلکه برای شناسایی استعداد ها و تولید اندیشه در بضاعت این فضا می باشد. بدون شک عزیزانی که انرژی و توان فعالیت مثبت در جهت افکار جمعی را داشته باشند، حتما راه مناسب برای ارائه و عرضه افکار و اندیشه خود  به جمع و بکارگیری پتانسیل های عملی خود را خواهند یافت.

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
واحدبرهانی

سلام. با راهرواج ـ خودم دارم دنبالت می کنم. دره به دره ، صخره به صخره ، داری راهجویی می کنی. و کار من یکی، تنها این است که دنبالت کنم. شاید حرفی نمی زنم. اما قبولت که دارم! و مترصدم ببینم به کجا می رسی. این تماشا برایم دلگرم کننده است. دوستان دیگر اگر نظردهندۀ صرف نمی بودند، و فعالانه شرکت می کردند شاید زودتر به نتیجه می رسیدی. و نتیجه سلم تری هم حاصل می شد. اما همین تعدادی هم که هست ، برای این آغاز کافی است. فقط امیدم این است که ناگهان احساساتی و شتابزده نشوی. چون این دو چیز ، همه رشته ها یت را ، اول پنبه می کند بعد پنبه را می سوزاند.

دولت

په خیر باشه . دانشور را بگوش كه وتی نظراتا ساده سوج دنت تا ما بزانین چو وارد ببین.هرچه ساده ببیت ، په ما بیسواتان گهتر و بهتر . سهتی نگنده.