شادی از نوع صفر درجه

نوهان

یاسر کرد در وبلاگ مرز ارتباط نیم نگاهی به شادی در جامعه بلوچ انداخت، اهمیت بحث من را بر این داشت تا در تکمیل آن در این مجال مطلبی را به اشتراک بگذارم.

شاید همه ما در این که شادی امری نسبی است و هر شخص معیاری از شادی و نشاط را در حیطه روانشناختی خود تعریف کرده هم نظر باشیم، هنگامی که این حیطه را در بطن جامعه بلوچ جستجو کنیم در می یابیم که تعریف شفاف و مشخصی از آن وجود ندارد و مزر بندی هایی که بر مبنای سلیقه های شخصی یا از موضع تفکرغالب ایجاد شده نگاهی از بالا به پایین به جایگاه شادی اجتماعی داشته است. بدین معنا که شادی اجتماعی باید خود را محدود یا هماهنگ با فلسفه حاکم نماید.

بررسی فرهنگ مردم بلوچ سرنخ هایی از یک قوم با نشاط را بدست می دهد؛ موسیقی ریتمیک و شاد، تنوع رنگ و طرح های پر تحرک و انرژیک،درک شادی در نهایت سادگی و شوخ طبعی و بذله گویی در زبان محاوره، رقص ها وآئین و مراسم های سنتی نشاط بخش،وبسیاری موارد دیگرهمه حکایت از فلسفه ی شاد و روحیه ای پر نشاط  در قوم بلوچ دارد. اما واقعیت اینجاست که بلوچ امروز از این میراث بهره ای نبرده و در ساختن فضایی شاد برای خانواده و جامعه خود ناتوان بوده است. ادامه این روند آسیب ها و خطراتی را به همراه داشته که بیشتر آن متوجه نسل جوان و بدنه کلیدی جامعه بلوچ می باشد. اختلالات روانی،اضطراب و افسردگی،اعتیاد،بزهکاری و خشونت،سطح امید به زندگی پایین،سر خوردگی و از کار افتادن نیروی محرکه جامعه،ازپدیده های کم رنگ شدن روح شادی و نشاط در جامعه ماست.

در جامعه مذهبی بلوچستان عواملی منجر به نگاهی تک بعدی نسبت به احساس لذت و شادمانی شده است که جای بررسی دارد؛ عده ای مدعی هستند که رمز شادی اورجینال را یافته اند و نسخه ی آن را با عنوان شادی واقعی،شادی مثبت،حقیقی و …برای عموم مردم می پیچند. هر فرمولی خارج از آن را زودگذر،حاصل غفلت و حاصل لهو و لعب می دانند! غافل از اینکه نشاط حقیقی با پذیرفتن احساس و معرفت فردی و به رسمیت شناختن آن در بطن جامعه به وجود می آید. آداب و مراسم سنتی اجداد ما در بلوچستان که آمیخته با فرهنگ و هنر خاص خود بوده است به خوبی نیاز آنها به شاد زیستن را برآورده می کرد. اما با غلبه تفکرات مذهبی و شاخ و برگ گرفتن باری به هرجهت آن بسیاری از این آئین فرهنگی و هنری رنگ باخت و از جهتی هیچ جایگزین مناسب و همه شمولی در جامعه بلوچ جایگزین آن نشده است. همچنین با گسترش شهرنشینی و تغییرات بافت اجتماعی در حال حاضر جامعه ما با چالش های جدیدی روبروست؛تعارض خانواده با دنیای بیرون از آن،شرایط شغلی نامناسب،سطح درآمد پایین،نبود امکانات رفاهی و تفریحی،عدم امنیت جسمی و روانی در محیط زندگی هم مزید بر علت در شاد نبودن جامعه بلوچ شده است.

برای رسیدن به جامعه ای شاد و پرنشاط باید در جهت شرافت و آزادی های فردی و اجتماعی کوشید و با ازبین بردن طبقات اجتماعی و بی عدالتی، رفاه و اقتصاد را سامان داد و به جای سرکوب فرهنگ و هنر و آداب نشاط بخش مردم که ریشه در فلکولور و هویت این سرزمین دارد آنها را در جهت لذت بخش تر کردن محیط زندگی به کار گرفت. به قول "پوپر" هر کس باید به شیوه ای که دوست دارد دلشاد یا ناشاد باشد به شرطی که به افراد دیگر لطمه نزند، در نهایت ترسیم چشم اندازتوسعه برای یک جامعه که نیاز اساسی خود به شادی و نشاط را تامین شده نمی بیند بسیار دشوار و دور از انتظار است. 

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلامی بسیار بانشاط این بار. چراکه داری از نشاط سخن می گویی. همانی که من ده ها سال است در خماری آن بسر می برم. دست یاسر درد نکند باطرح موضوض. و دست تو هم درد نکند بخاطر دامن زدن به آن. بله از جمله چیزهایی که در دوران جدید تعطیل شده اما از جای دیگری فیژاره کشیده است ( موسیقی جاز و پاپ و راک و و کوفت و زهر مار...) همین موسیقی خودمان است. که قالب های گونه گونه ای دارد و به نظر من غنی تر از ایرانی است. معتقدم ناخودآگاهی ماست که از خود می گریزیم و دیگران را بغل می کنیم. چند سال پیش آقای سیاوش بیضایی برای ضبط موتک های بلوچی آواره بیابان های ما بود با یک دختر خانم که هنر جوی اش بود. همین کار در اسپانیا صدسالی می شود که هنوز هم ادامه دارد....این چند کلمه را بین یک آنتراکت ربع ساعته نوشتم همراه با چایی داغ داغ. دم همه جوانان با نشاط گرم گرم.

مجید دانشور

برای فهمیدن عمق فاجعه، با یک پیرمرد یا پیرزن قدیمی و یک جوان امروزی بشینید و هم سخن بشین. خواهید فهمید که قدیمی با همه نداری ها و سختی های گذشته سرحال و خوش مشرب است و امروزی با همه امکانات و دارایی ها بی حال و افسرده. در گذشته دیدارها رودرو بود اما امروز مجازی. شادی ها واقعی بود و ساده اما امروز شدن حرام. گذشته برای هر رویدادی مجلسی بود و موسیقی خاص اما امروز هر مجلسی شده یک وعده غذا چند دقیقه ایی. آقای گمشادزهی همین نبود شادی باعث خیلی از مشکلات امروز مانند دزدی قتل و... هستش.

سهیلا مجتهدی

من دنبال یک مقاله ای بودم که به یکی از سایتهایی رفتم که شما لینک بودید و باید بگم در کمال تاسف با تمام احترامی که برای قومیت های کشورم قایلم اما به نظرم شما بلوچها خیلی خود شیفته هستید یعنی از چند تا وبلاگی که من ازشون بازدید کردم واضح بود که خیلی خودتونو دست بالا می گیرید به نظرم میاد که ادم های فوق العاده مغروری باشید و این چیزیه که اصلا صورت خوشی نداره برید وبلاگهای کردها‘اذری ها‘لرها رو ببینید اصلا این جوریا نیستن این دقیقا مثله اینه که ما فارسها بیایم ازخودمون تعریف و تمجید کنیم با اینکه از دور و اطراف به وفور شنیدم بلوچها بیش از 90% وهابی هستند اما امیدوارم شما مسلمان باشید پیامبر اکرم فرمودند ارزش انسانها به تقواشون هست متاسفم اما در کل میگم: افتادگی اموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد اب زمینی که بلند است بی دلیل نیست هر روز به جای پیشرفت دچار پسرفت میشید. البته باز هم عذر خواهی می کنم امیدوارم منو ببخشید.

همشهری سلام لطفاً مرا به دوستان خود معرفی کنید. منتظر بازدید ونظرات شما هستم.http://baluchmakorani.blogfa.com

همشهری سلام لطفاً مرا به دوستان خود معرفی کنید. منتظر بازدید ونظرات شما هستم.http://baluchmakorani.blogfa.com

احمدیاسین

آیا شادی فقط به آواز و رقص و صدای دهل و سرنا محدود میشه؟ این فقط گوشه کوچکی از ابعاد گسترده شادیه. به نظرتون جز همون سالی دو سه بار عروسی که می تونیم بریم بیشتر وقت و هزینه ی این کارها رو داریم؟

یک بلوچ

سلام برادر خوشحال می شوم به وبلاگ این حقیر نیز سری بزنید به نظر من یکی از عوامل شاد نبودن ما این است که ما کاسه داغ تر از آش هستیم یعنی از مسلمانان مسلمان تریم و خیل در مسایل دینی تند می رویم و بیش از اندازه به خود سخت می گیریم به وبلاگ من سری بزنید با شعر سرعت اینترنت بروزم

حسین آبیار

وبلاگ خوبی داری،در بلوچانی لبزانک و هبر شما را لینک کردم با ما لینک شوید

مرتضی

نمی دونم چرا بعضی از دوستان همون داستان قیچی کردن حدیث و قرآن رو آوردن :" خدا گفته به نماز نزدیک نشوید" و بقیه شو نمی بینه و اونجوری که دوست داره تعبیرش میکنه ، هرچی این نوهان بنده خدا می گه بابا من نگفتم فقط موسیقی تنها مسیر شاد شدنه این آبا و اجداد ما راههای زیادی برای شادی کردن داشتن که امروز ما اونها رو از خودمون ( به دلیل فهم اشتباه از دین یا تعبیر اشتباهی که از شادی و شاد زیستن شده ) گرقتیم باز هم بعضی ها گرفتن پاچه موسیقی رو ول کنم نیستن. ( هرجند که به نظر خودم میل به موسیقی یک امر ذاتیه و این رو شما از واکنشهای یک کودک در مقابل یک قطعه موسیقی می تونید ببینید.) شاد و شادمان باشید.