شورای چهارم شهر ایرانشهر در مسیر اصلاح و اعتدال

نوهان

ترکیب 9 نفره شورای شهر ایرانشهر حدود 2هفته زمام امور را در اختیار گرفته و خروجی تصمیمات بخصوص در مورد انتخاب شهردار نوید بخش عزم شورا برای خروج این شهر جوان از بحران است. وجود نیروهای کنشگر جوان در کنار تجربه و درایت نیروهای فنی شورا می تواند راهگشا باشد.

روحیه مشورت پذیری و تمایل برای تعامل سازنده با مردم در ابتدای کار شورا هرچند امری غیر طبیعی نیست اما در صورت تداوم و استمرار ویژگی برجسته است،یکی از سیاست های شورای چهارم ایرانشهر احیاء کمیسیون های مختلف برای به حرکت درآوردن چرخ های شورا است،در این شهر با وجود سلایق و افکار متنوع و گروه های فعال مختلف جز با گام برداشتن در مسیر اعتدال و همگرایی نمی توان از اصلاح و تغییر صحبت کرد.خوشبختانه در این روزها اعضای شورای ایرانشهر با برپایی جلسات مشورتی و کارشناسی و دعوت از جوانان گام های اول خود را جدی و مثبت برداشته و از طرفی ندای شفافیت و صداقت را نیز سرلوحه کار خویش قرار داده اند.از این رو می توان گفت شورای چهارم شهر ایرانشهر تلاش دارد در مسیر اصلاح و اعتدال گام بردارد.

/ 6 نظر / 20 بازدید
روحی . ایرندگان بزرگ

سلام . آرزوی موفقیت برای شورای چهارم ایرانشهر داریم و انشاا... با درایت و مدیریت جناب مهندس بهادر نرماشیری كارنامه درخشانی از خود به یادگار بگذارند .

سازين

ارزوي موفقيت براي تمامي مسئولين كه براي پيشرفت شهر خود تلاش ميكنند.

نبي

سلام اشكان بدهي خود را به امان تمنده رو پرداخت كرد؟

روحی . ایرندگان بزرگ

سلام . با مهر بروز شدم ، منتظر حضور شما .

دهقانی فرازچابهار

اوستا بابا بزى داشت يک بز خوش‌پزى داشت هر که مى‌ديدش به صحرا بهش مى‌گفت: ماشااله! پشته شه باش، زير شه باش پستان پر شير شه باش آخر زمستون آمد با برف و بارون آمد بزک آمد به خانه خوراکش پنبه‌دانه اوستا بابا خسيسه زنش پنبه مى‌ريسه پنبه‌دانه گرون شد بزک بى‌آب و نون شد بع مى‌زنه، ور مى‌زنه اين ور و آن ور مى‌زنه جفت مى‌زنه تو طاقچه پوز مى‌زنه تو باغچه از گشنگى جون مى‌کنه خاک و با دندون مى‌کنه اوستا آمد با قالقالش نون و پنير تو دستمالش حيفش آمد به بز بده مى‌خواد هميشه پز بده گفتش: بزک حيا کن درست به من نگا کن بزک نمير بهار مياد کنبزه با خيار مياد بهار مياد نونت مى‌دم نعنا و تلخونت مى‌دم بزک گفتش: بهار کو؟ کنبزه و خيار کو؟ دست من و دامن تو خون منه گردن تو حالا به من يونجه بده يک دو سه ماه فرجه بده بهار مى‌ياد شيرت مى‌دم خامه و سرشيرت مى‌دم ازت هيچى نمى‌خوام برات بزغاله مى‌زام صبح تا غروب، صحرا مى‌رم تنها ميام، تنها ميرم بهر خدا آ اوستا غمزه ميا آ اوستا اوستا بابا رفت رو سرش دستاشو زد بر کمرش جان کلامو گفتش قربون حرف مفتش صل على محمد (ص) دوستت دارم نه اينقد جو نمى‌دم، ک

بلوچ نیوز

http://makoran.balochweb.com با اجازه خبر شما کپی می شود بدون اسم نشر لینک کنید