بررسی فرهنگ نخبه پروری و نخبه کشی در سیستان و بلوچستان

نوهان

در بین اقشار مختلف یک جامعه قشر دانش پژوه و تحصیل کرده همواره از جایگاه ویژه ای برخوردار است.با تغییر و تحول ساختارهای سنتی و گرایش جوامع به سمت تخصص و مهارتهای علمی و کاربردی، جایگاه آموزش و مهارت های آکادمیک و علمی در نزد خانواده ها با اقبال عمومی همراه شد.

اهمیت پرورش نخبه های متخصص و حفظ آنها برای به حرکت درآوردن چرخ های توسعه یک کشور از دید دولت ها هم پوشیده نبوده است. چالش فرار مغزها و گرایش نیروهای انسانی کارآمد و متخصص به سمت کشورها و مناطق توسعه یافته که زیرساخت ها و امکانات ویژهای را برای این قشر فراهم کرده، همواره گریبان دولت مردان را گرفته است.

سیستان و بلوچستان به لحاظ سطح استاندارد سواد در کشور جایگاه مطلوبی ندارد از طرفی تحت جو همان اقبال عمومی ملی، هر چند با تاخیر دورخیزی برای فتح قله های تحصیلی حتی در کشورهای دور و نزدیک در منطقه به راه افتاد. در این خلال نقدهای زیادی مبنی بر نگاهی کمی به مقوله دانش و تخصص از طرفی و محور قرار گرفتن مدرک گرایی از طرفی دیگر مطرح شد. اما بحث از این زاویه هم قابل بررسی است که در استان ما که به لحاظ علمی سطحی درجه دو و سه را داراست و به نوعی دچار عقب افتادگی علمی است، بالا رفتن کمیت ها می تواند بسیار امید بخش باشد اما استمرار یک جانبه آن در یک پروسه بلند مدت تا حدودی ناامید کننده خواهد بود.

بارها شنیده ایم که جوانان این خطه از ضریب هوشی بالایی برخوردارند، حال این خود یک پارادوکس در کنار آمار بالای بیسوادی استان است! اما با مطالعه زیرساخت ها و استانداردهای لازم برای رشد،شکوفایی و پرورش پتانسیل های هوشی منطقه و به جریان انداختن پروسه متخصص سازی و نخبه پروری در می یابیم که گره کار در کجاست و چه شده که از چنین امتیاز ژنتیکی و خدادای در استان نمی توانیم بهره برداری مناسبی داشته باشیم؟!

با این تفاسیر خود مانع اصلی پرورش نخبه ها در منطقه هستیم!شاید اینجا از معدود جاهایی ست که از دست های بیگانه و پشت پرده خبری نیست! اما کم نیستند دختران و پسرانی استثنایی که با تکیه بر هوش سرشار و پشتکار خود توانسته اند از تمام سدها و موانع عبور کرده و قله های غایی علم و دانش و تخصص را فتح کنند. این افراد نه تنها "نخبه" بلکه می توانند قهرمان های واقعی جامعه بلوچستان نام بگیرند. سال هاست که مسئولین از مشکلات و معضلاتی در استان می گویند که ظاهرا به این زودی ها لاعلاج می آید! از قاچاق و اعتیاد و تعصبات قومی و طایفه ای گرفته تا قتل و ناامنی و گسست از ارزش های اجتماعی،در کل فیکس ماندن چنین چهره ای برای منطقه خوشایند هیچ کس نمی تواند باشد. گذار از این وضعیت نه با امور سلبی و سطحی بلکه با برنامه ریزی های دقیق و جامع که منجر به تغییر و تحول فکری و در نتیجه بالا رفتن سطح کیفی بینش جامعه شود امکان پذیر است.

ساخت و توسعه زیرساخت های علمی و دانشگاهی در استان خود گام مهی است که شاهد آن هستیم،اما نکته ظریف اینجاست که همین مراکز خود قابلیت تبدیل شدن به عاملی برای افزایش عقده ها و سرخوردگی های اجتماعی در منطقه را دارا هستند! به عنوان مثال دانشگاه سیستان و بلوچستان یکی از بزرگ ترین مجموعه های علمی، آموزشی و اداری در کشور است و به نوعی یک وزنه موثر برای پوشش دادن بسیاری از کاستی های منطقه می باشد. اما در واقع شاهد هستیم که بلوچ ها بر خلاف سیستانی ها و غیر بومی ها توفیق چندانی برای سهیم بودن در این مجموعه را نداشته اند! حتی برای مناصب پیش پا افتاده ای چون نگهبانی یا باغبانی!!! حال اگر از مرکز استان به مراکز شهرستان ها نیز برویم شرایط تغییر چندانی نمی کند. اگر از همه ی دلایل حاشیه ای و کلیشه ای چشم پوشی کنیم شاید یکی از دلایل کمبود و فقر علمی و نیروهای متخصص در بین بلوچ ها باشد،اما مسئله مهمی که این روزها دارد به دغدغه ای اصلی برای نخبگان و قشر علمی رو به گسترش بلوچ تبدیل می شود، احساس شکل گیری موانعی "دست ساخت" و پیش بینی شده است که مانع از نقش داشتن آنها در آینده علمی منطقه شان بشود.

کسانی که خواسته یا ناخواسته مانع از شکوفایی این پتانسل ها می شوند، نه تنها نوعی سرخوردگی و دلسردی را در جامعه بلوچ دامن می زنند. بلکه امید و آلام بسیاری از جوان های دیگر که شاید نتوانند خود را در حد یک نخبه علمی مطرح کنند را ناامید می کنند،شاید این خود اولین گام برای هرز رفتن قشری از جامعه بخصوص جوانان باشد! اگر امروز دختران و پسران بلوچ با وجود همه ی مشکلات و معضلات بتوانند از دل منطقه ای که نامش با محرومیت عجین گشته خود را به دانشگاه های سطح اول کشور برسانند و با شرایط کمی و کیفی بسیار مطلوب فارق التحصیل بشوند، نباید ابتدایی ترین انتظارشان که نقش داشتن در آینده علمی منطقه شان است برآورده شود؟! آیا عدم تحقق این خواسته "نخبه کشی"محسوب نمی شود؟!

/ 6 نظر / 5 بازدید
روحی

سلام .عالی مثل همیشه ، عزیزجان شما سری به دانشگاه علوپزشكی غیرانتفاعی چابهار ، آزاد چابهار ، پیام نور چابهار زنید،....متاسفانه تمام كاركنان غیر بومی می باشند و اكثر اساتید شهرستانی . بجز تعداد اندكی بومی كه ناچارا بصورت حق التدریس مشغولند .

مرز ارتباط

آیا عدم تحقق این خواسته "نخبه کشی"محسوب نمی شود؟! سوال واقعا"درست و بجایی است. در حالی که به اندازه کافی در منطقه ما توانسته ایم سرمایه غلمی تربیت کنیم آن هم به قول یکی از دوستان با چه شرایط دشوار و سختی . آیا شایسته است که جذب اعضای هیات علمی اینچنین ناعادلانه باشد ؟ مصادیق دیگری نیز در نخبه کشی وجود دارد .

رازگو بلوچ

خوش به حال شما که هنرش را داری که حرفت را در لفافه بپیچانی و بد به حال ما که برای سربریدن یک جوجه هم انتحار باید کنیم.

بالانچ

شما دانشگاه را از دیدگاه توسعه محوری و تربیت فرهیختگان برای جامعه دیده‌اید. متاسفانه باید دانشگاه و جامعه آن مورد بررسی و نقد عمیقی چه از درون خودشان یا از جامعه شود. آیا واقعا کارکرد و عملکرد مناسبی دارند؟ نمونه نخبه کشی به قول شما یکی از هزاران نوع ناکارآمدی این نهاد تاثیرگذار در جامعه است. دانشگاه متاسفانه به یک جزیره تبدیل می شود(حتی شده است). همین ایرانشهر خودمان و دانشگاه ولایت را به عنوان ببینید حتی حضور فیزیکی این سازمان در شهر حالت ایزوله و جزیزه مانند را دارد حال عملکرد که بماند. به نظرم جامعه دانشگاهی باید به قید فوریت در نقش خود در جامعه بازتعریف جدی داشته باشد.

رستانک

شرایط حاکم بر دانشگاه های استان بویژه در مناطق جنوبی گویای تکرار تجربۀ انقلاب فرهنگی دیگری است، از رد صلاحیت علمی متعدد تا فشارهای مضاعف بر اعضاء هئیت علمی با سابقه، فضای بسیار تنگ امنیتی و اطلاعاتی حاکم بر "دانشگاه ولایت ایرانشهر" نمود واقعی این حقیقت تلخ است.

امیری

سلام . دانشگاهها و ادارات شهرهلی بلوچستان ( زاهدان ، خاش ، میرجاوا ، سراوان ، مگس ، پهره ، گه ، سرباز ، چه بهار ، كنرك و...) حیاط خلوط برادران سیستانی شده ، تبدیل به كاریابی و بازار كار و واحد اشتغال آن عزیزان شده ، حق آب و گل دارند ، محال است كه در اداراتی از نصف بیشتر آنان نباشند حتی آبدارچی و...اداره برق و نیروگاه سكل تركیی در یكی از همین شهرها تعداد زیادی نگهبان و آتش نشان ، و...از زابل فرستاده شدند ، طرف شخصا اعلام می كرد كه در منزل خواب بودم كه تماس گرفته شد فردا اول وقت سركارم حاضر شوم ، بنده تابحال اصلا به شهر مورد نظر حتی اتفاقی هم نرفته بودم .!!! لذا مراجعه ساعت 9 صبح رسیدم ولی ورودم را از 6:30 اعلام كردند .!!