یادآوری

نوهان 

در این وبلاگ، گاها مباحثی در نقد سنت طرح می شود و از آنجایی که تفکرات مذهبی نیز درحیطه سنت قرار دارند در مباحث نقد ما جای می گیرند،اما طرح چنین مباحثی نباید دلیلی بر نفی یا رد گرایشات دینی و مذهبی قلمداد شود، به عقیده من گرایشات دینی و مذهبی که ریشه در فطرت انسان دارد امری پذیرفته است و بعد معنوی انسان را تایید می کند.

اما با استنباط به این مطلب آیا می توان گفت که همه ی انسان ها باالفعل نیاز به معنویت را احساس می کنند؟!

با جستجو در نوع بشر و گرایشاتی که دارد برای پاسخ دادن به این پرسش دچار تناقض خواهیم شد، اما می توان چنین نتیجه گیری کرد که با توجه به زمینه ای که در ابتدا گفته شد؛ برای اینکه انسان انگیزه ی لازم برای برآورده کردن نیاز به بعد معنوی را در خود احساس کند، لازم است تا این نیاز در او به وجود بیاید. و نکته اینجاست که هر شخص فقط خود می تواند به چنین ادعایی در وجود خود برسد. نه با رجوع به دیگران و گواهی عالمان دین.

معنویت را نمی توان با تلقین و زور نهادینه کرد اما برای تجویز آن ممانعتی نیست، می شود به توصیف آن برای پذیرش اختیاری بشر پرداخت، اما  تمامیت خواهی آن برای عموم وجهه خوبی ندارد.

در ادامه باید گفت؛هرچند مذهب گرایی در نسل جدید و دنیای امروز رو به افول نهاده و کاربرد اجتماعی و سنتی خود را تا حدودی از دست داده است.(بنا به تبادل نظری که با دوست عزیز بنام منتقد داشتم،و به احترام نظر خوانندگان باوجود ادله پیرامون این فرضیه آن را نظر شخصی نوهان بدانید)  اما نمی تواند ملاکی برای از دست دادن کاربرد معنوی آن باشد. نفی آن نفی بعد معنوی انسان است و نفی بعد معنوی برابر با نفی عشق، فضیلت،اصالت و ... می باشد.

/ 22 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منتقد

نوهان : دقیقا همین تعریفی که شما از یک فرد مذهبی نوشتید در مورد یک فرد کمونیست صدق می کند و من بجای مذهب واژه کمونیست را قرار میدهم و تعریف شما را بازنویسی می کنم کمونیست تعریف مشخصی دارد و نمود آن در سخنان و رفتار کمونیست عیان است.. شما میگویید مذهب چیزی جز احیاء باورها نیست طبق این تعریف شما هم جزو دسته مذهبی ها قرار می گیرد چون همین الان شما کاری جز احیاء باورهای فیلسوف های اروپا و مارکس ، نمی کنید . بنابراین طبق تعریف خودتان از مذهب که احیاء باورها است الان شما هم مذهبی هستید منتها شما مذهب مارکس یا هگل را احیاء می کنید مسلمان مذهب خودش و یهودی مذهب خودش و الی آخر

عبدالله

جناب منتقد بحث ما در مورد بلوچستان بود و مثالی که خدمتتون عرض کردم شامل بلوچستان و نهایتا در محدوده ی گسترده تر شامل ایران امروز میشود! وگرنه که این بحث یک بحث دینامیک است در مناطق جغرافیایی مختلف و زمانهای مختلف دچار نوسان شده است!

واحدبرهانی.

سلام. با دین و دنیا باید راه آمد. و تو خوب راه آمده ای. اصلی ترین حرفها را زده ای.تنها ترین راه ماندگاری. مرسی.

واحدبرهانی.

فضای سالمی به وجود آمده. بحث ها خوب و منطقی شروع شده و به هنجار به پیش می روند. فضای ایده آلی است. آن را از بیرون هم مراقبت کنید وبه آسیب هایش و آسیب رسان هایش هم فکر کنید. از همه دوستان که در اینجا قلم زده اند متشکریم. و زنده باشی نوهان عزیز.

مسعود شهلی بر

سلام دوست گرامی دوست دارم مطالبی که در مورد روستای دره اهو و نماینده ایرانشهر نوشتم رو با ذکر منبع http://masuodshohlibor.blogfa.com/و بدون دستکاری در وبلاگت قرار دهید با تشکر مسعود شهلی بر نیا مدیر وبلاگ دره آهو

جدگال

با سلام سایت چابهارنیوز را لینک نموده با اطلاع ما برسانیید با تشکر جدگال www.cfznews.com

مجتبی فرقانی

با سلام متن بسیار خوب و گویایی بود. نوهان عزیز یک سوال: فرمودید نهادینه کردن مذهب با زور نمی شود اما برای تجویز ممانعتی نیست؟ شما در چه مقامی تجویز می کنید؟ توضیح بیشتر اینکه فعلا شما در مقام یک متفکر و فعال اجتماعی توصیه می کنید اما اگر روزی با قدرت در آمیختید این تجویز شما رنگ تلقین و به زور نهادینه کردن نخواهد گرفت؟ در ثانی نفی مذهب لزوما نفی معنویت نیست. نفی معنویت هم نفی اصالت و فضیلت نیست مگر اینکه شما قرار داد کنید مذهب جزء لاینفک معنویت است و معنویت مساوی فضیلت و اصالت، خارج از این پیشفرض قراردادی ادعای شما کاذب است. اما بایستی عرض کنم در کل با جهت گیری شما موافقم و اینهایی که گفتم فقط نقد بود!!

واحدبرهانی.

بله. رفتیم چهبار. خوش گذشت با دوستان نادیده. وقتی دیدیمشان. شایعه نبود. از من به تو نصیحت : دو مرتبه به کلاغ نیوز ها نرو. چون یکی را چهل تا می کنند و ...حالا بختکی درست در امد. نوبت بعدی مال دروغ است . و باور نکن. منظورم همین است که الآن دارد قلقلک ات می دهد. پیرور باشی.

دختر بلوچ

بنظرمن این سنت ها وباورهای مذهبی هست که باعث شده مشکلات عدیده ای برای پیش بیاید،بخصوص در فرهنگ بلوچ این نمود بسیار آشکار است،مثلا اگر بخواهیم جامعه ی کرد را با بلوچ مقایسه کنیم میبینیم که سنت ها بیشتر از مذهب و دین در آن پایدار است البته بنظر من هر دوی اینها در صورت افراطی شدن جامعه را رشد به دور میدارد.وقتی مردی بخاطر سنت ها دخترش را در سنین پایین شوهر میدهد نمودی از سنت است،و وقتی به دخترش اجازه تحصیل نمیدهد نمودی از سنت و مذهبی بودن،این البته آن چیزی است که مربوط به جامعه ی بلوچ است چون ممکن است مردی بخاطر دلایل دیگر این کار ها را انجام دهد

فاطمه

با تشکر از مطلب و نوع برخورد عاقلانتون، همچنین صبوری در ارائه پاسخ به نظر دهندگان. فقط اینکه جمله آخرتون: "نفی آن نفی بعد معنوی انسان است و نفی بعد معنوی برابر با نفی عشق، فضیلت،اصالت و ... می باشد." آوردن این نفی های سلسله وار به نظر درست نیست. (آقای فرقانی هم در قسمت دوم نقدشون اشاره کردن.)