ناهنجاری های اجتماعی در بلوچستان از کجا آب می خورد؟!

نوهان

    بیشتر شهرهای بلوچستان روند رو به رشد از نوع کمیتی را شاهد هستند، خشکسالی و از رونق افتادن کشاورزی و دامداری،کمبود یا عدم وجود امکانات رفاهی و بهداشتی،عدم دسترسی به امکانات و خدمات آموزشی و اداری در روستاها و بخش های مختلف منطقه بلوچستان منجر به ایجاد علاقه روزافزون در بین روستاییان برای اقامت در شهرها و شهرک های نزدیک شهرها شده است.

اکثر این خانواده ها از سطح معیشت و توانایی پایینی برخوردارند و از طرفی با فرهنگ شهرنشینی وچگونگی همزیستی با شرایط شهری بیگانه اند. پایین بودن سطح استانداردهای زندگی در این خانواده ها شرایط تربیتی را هم تحت تاثیر قرار داده است و خروجی آن نمی تواند برای کلیت جامعه بلوچ خوشایند باشد. حتی خانواده هایی با سابقه طولانی شهرنشینی در مناطق مختلف بلوچستان هنوز نتوانسته اند به وضعیت مطلوبی از یک خانواده شهری با تعاریف استاندارد برسند!

شرایط معیشتی عده ای از آنها همچنان وابسته به روستاهاست و بسیاری بین شهر و روستا معلق مانده اند، ادامه این روند هم تاثیر مخربی بر روستاها گذاشته و هم ظاهر شهرها را نامتعادل جلوه داده است. باید بپذیریم که آداب و فرهنگ روستا که در اصطلاح عامیانه بر محور "روستایی منشی" و کدخدامنشی استوار است در شرایط شهری نتیجه ای معکوس دارد و منجر به نابسامانی می شود و بالاعکس.

از طرفی خدمات و آموزش های لازم و متناسب با نیاز این قشر از خانواده ها از جانب دولت و مسئولین به ندرت یا اصلا صورت نمی گیرد! و جای خالی آن را به شدت در مناطق مختلف احساس می کنیم.

شاید گره کور بسیاری از از معضلات و نابسامانی ها در همین نکته نهفته باشد و بتوان از هزینه های بعدی که هم تصاعدی تر و هم کم اثر تر باشند جلوگیری کرد.

متولیان امر در شهرهای توسعه یافته تر به خوبی اهمین این نکته را دریافته اند و با سرمایه گذاری در بحث آموزش های کلیدی و بنیادی اولیه برای خانواده ها با تاکید بر مناطق مهاجرپذیر از روستاها و مناطق دیگر به امر ساماندهی و همسانسازی انها می پردازند و به این نحو سطح ناهنجاری و آسیب پذیری این مناطق را کاهش می دهند نمونه آن را در وجود فرهنگسراهای فعال خانواده و محلات و برنامه های مفصل فرهنگی و آموزشی و کارگروه های آسیب شناسی خانواده و جامعه در این شهرها مشاهده می کنیم.

ساختار بسیاری از خانواده های بلوچ به دلیل عدم توجه و رسیدگی به استانداردهای زندگی امروزی دچار رشدی نامتوازن و شکننده شده است، زیرساخت های آموزش در مناطق روستایی همچنان ابتدایی و حداقلی و در شهرها به سمت کمی پیش رفته تا کیفی و این کفاف نیازهای آموزشی منطقه را نمی دهد،زیرساخت ها و امکانات معیشتی نیز متناسب با پتانسیل ها طبیعی و ذاتی منطقه توسعه نیافته و پیش بینی نشده است و این خود با توجه به جمعیت جوان و جویای کار منطقه به یک معظل جدی بدل گشته است.

قسمت اعظم  ترافیک و درخواست در بخش بهداشت و درمان با سیاست گذاری های پیشگیرانه و آموزش های لازم و امکانات اولیه برای خانواده ها قابل مرتفع شدن است. حال بحث حول زمینه های رفاهی و فرهنگی دیگر که هر هرکدام نقشی تعیین کننده در بهبود سطح زندگی و کیفیت اجتماعی در منطقه دارند بماند.

آیا وقت آن نرسیده متولیان و مسئولین نهاد های مختلف بخصوص دولتی به بازنگری و اطلاح  سیاست های کلیشه ای و ناکارآمد خود در منطقه بلوچستان بپردازند؟! سطح ریسک و وضعیت هشدار در منطقه باید به چه میزانی افزایش پیدا کند؟! تا چه میزان باید شاهد روند رو به رشد آسیب پذیری اجتماعی و افزایش ناهنجاری ها باشیم؟!

مسلما عدم مشاهده اقداماتی مناسب و موثر از جانب متولیان امر و صاحب نظران و اصحاب رسانه و قشر آگاه،نتیجه ای جز روزمرگی و کاهش امنیت اجتماعی و روانی برای شهروندان دلمردگی و گسست تعاملات حیاتی جامعه نخواهد داشت.

/ 9 نظر / 5 بازدید
سیسوگ

سلام مطلب در خور پرداختنی است با موضوعی در همین باب " جامعه ،جرم ، مجرم در خدمت عزیزانم

سه نقطه

نوهان یک کاری کن!برای ما و ان متولیان و مسئولین بنویس سوخت در زمستانی که ستاد بحران به راه انداخته مهم تره یا بزرگراه زاهدان به کجا آباد یا چستی هویت بلوچ در دوره فلان یا فرق بین هفت روز آب آشامیدن نداشتن با یک عمر در بشکنه نفت زندگی کردن. غلط گیری از کج راه رفتن یا یواشکی کارخانه برای همسایه ها به راه کردن و مرز را یکی درمیان سیاه و سفید کردن یاسانسور کاری و ... داستان ناهنجاری ها در بلوچستان سر دراز دارد. تشکر نوهان.مطلب جالبی بود.

بلوچانی زبان

باسلام بسیار عالی بود به روزم با بحثی زنده شما نیز می توانید جهت تکمیل شدن این بحث مشارکت نمایید و آن را تکمیل تر نمایید.چون ممکن است در مناطق شما نیز روستاهایی بااین حرف وجود داشته باشد لطفاً همگامی فرمایین[گل]

عالی بلوچ

نقش تاریخی مذهب مهمترین عامل عقب ماندگی جوامع بلوچ است.

ع بلوچ

می دانم شماها که در داخل ایران هستید نمی توانید بپرسید چرا 575 میلیارد ریال بودجه اعتباری آبادانی و عمرانی استان به تهران فرستاده شد. چرا بودجه صدها میلیارد تومانی پروژه های عظیم سد آزادی در کرمانشاه و مجتمع پتروشیمی کرمانشاه (دیروز توسط رئیس جمهور افتتاح شدند)، به تهران بازگشت نشدند؟ چرا با وجود صدها مدرسه کپری و فقر و بیکاری و عدم امکانات بهداشتی و بیمارستانی و غیره، 575 میلیارد ریال به تهران باز پس فرستاده شد. چرا؟ و هزار چراهای دیگر که شما جرائت پرسیدن آن را ندارید. اما لطفا از قول من این سوالات را بپرسید؟ چرا پرسیدن این سوالات بدیهی در استان ممنوع است؟ آیا اینها همه نقشه های هدفمند و دراز مدت برای فقیر گذاشتن بلوچستان نیست؟ اگر نیست، پس لطفا توضیح بدهید چــــــــــــــــــــرا؟؟

مرز ارتباط

مثل همیشه جالب بود . به نظرم مهاجرتها در شهرهای استان ما امری گریز پذیر بود ، آخر با خشکسالیهای 16 سال اخیر نه دامداری باقیمانده است و نه کشاورزی . جالب است که حاشیه شهرها و شهرکهای استان با خانوارهای بسیاری از این دست روبرو هستیم که به آنها در حوزه های مختلف خدمات رسانی نشده است. البته اگر صرفا" به همین قشر می پرداختی بهتر بود .

خالد آهوپا

زرق و برق شهرها نسبت به روستاها ، رشد بالای جمعیت بیکار و در جوستجوی کار و بی نتیجه بودن کشاورزی سنتی و ادامه تحصیل فرزندان در شهرها یکی از دلایل هجوم مردم به شهرها در این استان بوده و نتیجه آن حاشیه نشینی و مسئله آفرین بودن برای شهرهاست و در کنار اینها مدیریت شهری فاقد هرگونه برنامه فرهنگی ، اجتماعی و عمرانی بوده و کانونهای هنجار آفرین شهری به حال خود رها شده اند و این قشر چون برای رسیدن به اهداف خود دچار مشکل هستند دست به تخریب اموال عمومی ، بزهکاری و ... خواهند زد . جا دارد که در این زمینه مطالعه ، برنامه ریزی و سیاست گذاری جدی شود .

مرتضی غیاثی

خیلی ممنون از توجهت به وبلاگ میراث نو. در مورد این متن باید بگم واقعا اوضاع اسفباریه، نمیدونم آیا راه برون رفتی وجود داره یا نه.

بلوچ

با سلام جناب نوهان طوری حرف میزنید انگار مردم روستا از کره ای دیگر اند و از آداب معاشرت شهری چیزی سرشان نمیشود و فقط شما بالا نشینان میدانید زندگی شهری یعنی چه؟!!! درسته ما روستائی ها دوچرخه سوار نشدیم ولی دیدیم شما شهری ها چگونه سوار میشوید! مطلب کم آوردی گیر دادی به روستائی های بیچاره!؟